همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Ugo Tognazzi
نام اصلی : Ugo Tognazzi
پیشه : کارگردان,بازیگر مرد,نویسنده
تولد : March 23, 1922 در Cremona, Lombardy, Italy
مرگ : October 27, 1990 (age 68) در Rome, Lazio, Italy
جوایز : 1 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلاب. همچنین 14 جایزه و نامزد دریافت 7 جایزه دیگر.
روایتگر ماجراهای دو فرد نابه کار که در طی جنگ جهانی اول، در ارتش ایتالیا ثبت نام میشوند. اتفاقات بسیار زیادی برای آنها رخ میدهد و در کمال تعجب، آنها موفق میشوند تا به پیروزی در یک نبرد بسیار مهم، کمک کنند...
این بار «دوستان» فقط چهار نفر هستند: نکچی، مئاندری، ماسکتی و ساسارولی. با اینکه آنها پیر شدهاند، هنوز عاشق سپری کردن وقت خود با شوخیهای نمیتوانستنی به همه در هر نوع شرایطی هستند. ماسکتی در یک کلینیک سالمندان بستری است. دوستانش به او ملحق میشوند و شوخیهای بسیاری را در آنجا انجام میدهند. آنها تصمیم میگیرند یک شوخی نهایی و باورنکردنی را به بقیه بیماران کلینیک بزنند...
آمدئو و اوفلیا، خواهر و برادری میانسال، برای فروش آپارتمان خود، مستأجران را از آن بیرون میکنند. آنها از گربه محبوب آپارتمان، Il Gatto، برای این کار استفاده میکنند. آمدئو با وانا، دختر جوانی که در آپارتمان زندگی میکند، دوست میشود و اوفلیا با دون پزولا، کشیش محله، رابطه برقرار میکند. در همین حال، پلیس به دنبال قاتل Il Gatto است...
ماریو، یک قهرمان جنگی ثروتمند و عجیب و غریب، با مارکو، یک فرد تنها با یک قایق بادبانی دوست می شود و او را به خانه می برد تا با همسر جدا شده اش کلیوف و خواهر شوهر سرکوب شده اش ماتیلد ملاقات کند...
"نِکی"، "پِروتزی"، "مِلاندری" و "ماشِتی" در فلورانس زنگی میکنند. آنها از سال های جوانی با یکدیگر دوست بوده اند و از هر فرصتی برای ساختن جوک های ناجور پشت سر مردم استفاده میکردند...
دو معمار با یکدیگر ازدواج می کنند. زن کار خود را رها می کند و تمام وقت خود را صرف مراقبت از فرزندان خود می کند. مرد با احساس غفلت، با زن دیگری به او خیانت می کند...
فیلم دو داستان دراماتیک را روایت می کند.در گذشته ای نامشخص،شخصی که پدر خود را به قتل رسانده محکوم می شود توسط موجوداتی وحشی کشته شود.در داستان دوم،"جولین" پسر جوان یک کارخانه دار آلمانی به سمت مزرعه اش می رود تا در کنار خوکهایش بماند چون ارتباط با انسانها را دوست ندارد...
قرن چهل و یکم. «باربارلا» (فاندا) از طرف رئیس کل کره ی زمین (دوفن) مأمور می شود تا به ستاره ی شمالی برود و دانشمندی به نام «دوران دوران» (اوشی) را بیابد، چون سلاح اختراعی او ممکن است به دست جنگ طلبان بیفد و صلح و آرامش دیرینه ی هستی را بر هم زند...