همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Adolfo Celi
نام اصلی : Adolfo Celi
پیشه : کارگردان,بازیگر مرد,نویسنده
تولد : July 27, 1922 در Messina, Sicily, Italy
مرگ : February 19, 1986 (age 63) در Siena, Tuscany, Italy
جوایز : برنده 1 جایزه و نامزد دریافت 2 جایزه دیگر.
این بار «دوستان» فقط چهار نفر هستند: نکچی، مئاندری، ماسکتی و ساسارولی. با اینکه آنها پیر شدهاند، هنوز عاشق سپری کردن وقت خود با شوخیهای نمیتوانستنی به همه در هر نوع شرایطی هستند. ماسکتی در یک کلینیک سالمندان بستری است. دوستانش به او ملحق میشوند و شوخیهای بسیاری را در آنجا انجام میدهند. آنها تصمیم میگیرند یک شوخی نهایی و باورنکردنی را به بقیه بیماران کلینیک بزنند...
"نِکی"، "پِروتزی"، "مِلاندری" و "ماشِتی" در فلورانس زنگی میکنند. آنها از سال های جوانی با یکدیگر دوست بوده اند و از هر فرصتی برای ساختن جوک های ناجور پشت سر مردم استفاده میکردند...
با ناپدید شدنِ محموله هروئین بین ایتالیا و نیویورک ، طولی نمی کشد تا دلالِ مواد در میلاد نیز به جرم سرقت دستگیر می شود ، دو مزدور آدمکش برای پیدا کردن وی اعزام می شوند تا اینکه ...
تیم برت (دیوید همینگز)، یک معتاد به مواد مخدرِ ترک کرده، با خالهاش در ایتالیا در حال تعطیلات است. وقتی خالهاش به قتل میرسد، او تلاش میکند تا تحقیق کند. به زودی، تمام زندگی او از کنترل خارج میشود.
داستان از این قرار است که مدیرعامل یک شرکت بزرگ خودروسازی، کارگری را به خانهی روستاییاش دعوت میکند و به او میگوید که ارتقا یافته است. اما این ارتقا، تلهای است که مدیر برای کارگر پهن کرده است.
دزد و قاتل مخوفی به نام دیابولیک برای سرگرمی دست به آشوب در یکی از کشورهای اروپایی می زند. او به همراه نامزدش ، مردم بی گناه را می کشند و دزدی های میلیاردی از دولت می کنند...
سریال ماجرای گروهی از افراد را نشان میدهد که همه در خانه ای به نامه شکوفه عشق دور هم جمع میشوند ، اگرچه که هرکدام مشکلات و سختی های مربوط به خود را دارند و کاملا باهم غریبه هستند اما عشق میان روابط انسان ها همچنان ادامه خواهد داشت و آن ها را به هم نزدیک میکند تا اینکه به کمک هم از پس مشکلاتشان بر می آیند و…
«صادق خان» برای آزادی هم وطن هایش، مبارزاتی را علیه «جیمز بروک» ترتیب داده؛ کسی که برای منافع انگلیس کار می کند. عده ای به صادق خان خیانت می کنند و او را به دریا می اندازند. همه تصور می کنند با کشته شدن این مرد مبارزاتش هم تمام خواهد شد اما حقیقت این است که او زنده است.