همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Stefania Sandrelli
نام اصلی : Stefania Sandrelli
پیشه : کارگردان,نویسنده,بازیگر زن
تولد : June 5, 1946 در Viareggio, Tuscany, Italy
جوایز : برنده 27 جایزه و نامزد دریافت 18 جایزه دیگر.
پارتنوپه، که در سال ۱۹۵۰ در نزدیکی ناپل و در دریا زاده شد، زیبا، معماگونه و خردمند است. او آشکارا مورد توجه بسیاری قرار میگیرد. با این وجود، زیبایی هزینهای نیز دارد...
جوانا صاحب کسبوکار خانوادگی فرآوری سنگ شده است. او با وجود ارتباط نزدیک با مادر و دخترش، آلیدا، نمیتواند با آنها رابطهای کاملاً صمیمانه و شفاف داشته باشد.
چیارا، دختر یک بازیگر معروف، تصمیم میگیرد تا حد امکان شبیه پدرش شود و با تقلید از رفتار و ظاهر او، به قدری در این نقش فرو میرود که دیگران او را با نام پدرش صدا میزنند.
در طول یک تابستان بسیار گرم، لوسیا در یک کمپ کلیسایی در سیسیل داوطلب می شود، اما ورود یک خادم کلیسا جذاب که به زودی کشیش می شود، برنامه های او را برای همیشه مختل می کند...
جاکومو چهل ساله است که در شرکتی در میلان کار می کند. برای جلوگیری از کار در تعطیلات آخر هفته، او به دروغ می گوید که دوستی دارد که شخصیت او را بر اساس دختری که هر روز صبح می بیند ساخته است...
«خوزه» پسر خانواده ای نسبتا ثروتمند است که با دختری از طبقه پایین تر بنام «سیلویا» (کروز) رابطه دارد. بعد از باردار شدن سیلویا، خوزه بر خلاف میل والدینش به این دختر وعده ازدواج می دهد. مادر خوزه، برای بر هم زدن این رابطه مردی جذاب بنام «رائول» (باردم) را اجیر می کند تا سیلویا را اغوا کند...
در دهه 1940 ونیز، پس از بیست سال ازدواج، یک پروفسور و همسر جوانترش شاهد کاهش شور و شوق هستند. اکنون، تنها چیزی که باقی می ماند این است که افکار برانگیزاننده را در یک دفتر خاطرات پیاده کنند و...
"جیانی"،"نیکولا" و "آنتونیو" در سال 1944 هنگام جنگیدن با نازیها تبدیل به دوستان نزدیک هم می شوند.پس از پایان جنگ آنها که سرشار از خیال هستند سر و سامان می گیرند.فیلم داستان زندگی آنها و رویاروییشان با مشکلات است...
بازرس "تلینی" در مورد قتلهایی سریالی که در آن قربانیان فلج شده و شکمشان با چاقوی تیزی شکافته شده تحقیق می کند.در حالیکه مضنونان او رو به اتمام هستند،بازرس متوجه چشمه آب گرمی می شود که همه قربانیان به آن ارتباط داشتند...
داستان این فیلم درباره یک ایتالیایی ۳۰ ساله به نام «مارچلو کلریچی» است؛ مارچلو یک روشنفکر سرکوب شده از طبقه بالای جامعه است که در دوران حکومت «موسولینی» توسط فاشیست ها به کار گرفته می شود تا به پاریس برود و یک دگراندیش که سابقاً استاد فلسفه اش بوده به قتل برساند...