همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Lars Ranthe
نام اصلی : Lars Ranthe
پیشه : بازیگر مرد,بدلکار
تولد : August 26, 1969 در Vesterbro, Copenhagen, Denmark
جوایز : برنده 3 جایزه و نامزد دریافت 3 جایزه دیگر.
چهار بچه بدون حضور بزرگترها، در یک آپارتمان با قوانین خودشان زندگی میکنند. وقتی بازرس مدرسه شروع به پرسیدن سوال درباره والدین همیشه غایب آنها میکند، بچهها برای جلوگیری از فرستاده شدن به پرورشگاه، نقشهای میکشند...
اِوا که با مشکلات شغلی و شخصی دست و پنجه نرم میکند، با قبول برگزاری جشن مجردی دوستش، فرصتی برای کسب درآمد پیدا میکند. این جشن با چالشهایی روبرو میشود و اِوا باید در گذر از آن، مسیر درست زندگی خود را در عشق، کار و دوستی بیابد.
دو زوج به نامهای سیسیلی و آندریاس و لیو و مالت که هر دو تحت درمان باروری هستند ، متوجه میشوند که کلینیک تخمهای بارور شده را عوض کرده است و درگیریهای پوچی را به راه انداخته است...
حجّا، پسربچهای کنجکاو، برای دیدن دنیا، فرشی پرنده قرض میگیرد و در این راه با ماجراهای هیجانانگیزی روبهرو میشود. از طرفی، سلطانی قدرتمند نیز به دنبال این فرش جادویی است.
وقتی که شرکت خانوادگی “استبر” به کارآفرین موفق “لارس هالبو” ارث میرسد، وی به دانمارک برمیگردد، اما وقتی او از همکاری در قیمت گذاری با کارتلی غیر قانونی خودداری میکند، شرکت کوچک خود او تحت فشار شدیدی قرار میگیرد
یک معلم که تنها زندگی می کند ، تمام مدت تلاش می کند تا حضانت پسرش را بگیرد . رفته رفته زندگی او بهبود می یابد و عاشق می شود و خبرهای خوبی در مورد پسرش به او می رسد ولی این شانس خوب با یک دروغ کوچک به طور وحشیانه ای نابود می شود و …
"ایوان" کشیشی در کلیسای یک روستا است. او انسان عجیبی است. دنیا را با عینک خوشبینی می بیند و معتقد است با شیطان در حال جنگ است. "آدام" یک آدمسرسخت است که به کلیسا برای انجام خدمات اجتماعی محکوم می شود. او به خود قول می دهد که ایمان "ایوان" را در هم بشکند...
دو نیمه ی جسد، که یکی از آنها متعلق به یک سیاستمدار زنِ سوئدی است، روی پل "اُرساند"، که دانمارک و سوئد را به هم وصل میکند پیدا میشود. با پیدا شدن این دو جسد، دو بازرس یکی از دانمارک و یکی از سوئد با یکدیگر همکاری میکنند، "کوپنهاگن" دانمارک و اداره ی تجسس جرائم "مالمو" از سوئد دخیل هستند. این جسد از کمر به دو قسمت تقسیم شده، و دقیقاً روی مرز بین دو کشور روی این پل قرار گرفته است، بنابراین پلیس هر دو کشور درگیر این پرونده قتل هستند. بعد از تحقیقات و آزمایشات بیشتر، مشخص میشود که این یک جسد، متشکل از دو جسد جدا است و نیمی از آن مربوط به یک زن دانمارکی است. از سوئد "ساگا نورن" و از دانمارک "مارتین راد" روی این پرونده کار میکنند. این دو بازرس به دنبال پیدا کردن قاتل این قربانیان هستند...
یک زوج متاهل برای انجام یک کلاهبرداری بزرگ به ارزش یک میلیون یورو، مجبور هستند دوباره از مهارتهای جوانیشان استفاده کنند. آیا توانایی نجات ازدواجشان، تامین پول و رسیدن به فرزند هشت سالهشان قبل از شروع تمرین کرلینگ را دارند؟
بیورن در مورد کشته شدن دخترش تحقیق می کند. اطرافیان او معتقدند که او ممکن است خودکشی کرده باشد ، اما او این را نمی پذیرد. هر دو شرط و تعلیق بی وقفه با نزدیک شدن بیورن به حقیقت نزدیک می شوند.