همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Anders W. Berthelsen
نام اصلی : Anders W. Berthelsen
پیشه : بازیگر مرد,نامشخص
تولد : September 28, 1969 در Rødovre, Denmark
جوایز : برنده 2 جایزه و نامزد دریافت 15 جایزه دیگر.
لرکه، یک مدیر هتل جاهطلب، برای توسعه هتلی در مزرعه انبه الکس به مالاگا فرستاده میشود. دختر لرکه به او ملحق میشود و انتظار یک تعطیلات نادر را دارد. احساسات غیرمنتظرهای بین لرکه و الکس به وجود میآید و آنها را مجبور به گرفتن تصمیماتی میکند که زندگیشان را تغییر میدهد.
پس از آنکه میا، نویسنده، با امیل، پدری مجرد، وارد رابطهای عاشقانه میشود، خوشبختیشان با تلاش برای فرزندآوری از طریق درمانهای باروری، به چالش کشیده میشود.
چهار بچه بدون حضور بزرگترها، در یک آپارتمان با قوانین خودشان زندگی میکنند. وقتی بازرس مدرسه شروع به پرسیدن سوال درباره والدین همیشه غایب آنها میکند، بچهها برای جلوگیری از فرستاده شدن به پرورشگاه، نقشهای میکشند...
اولریک تورپ، که زمانی روزنامهنگاری تحقیقی و نترس بود، اکنون با بیکاری و بحران میانسالی دست و پنجه نرم میکند. او ناگهان خود را درگیر یک توطئه سیاسی جدید میبیند.
وقتی که شرکت خانوادگی “استبر” به کارآفرین موفق “لارس هالبو” ارث میرسد، وی به دانمارک برمیگردد، اما وقتی او از همکاری در قیمت گذاری با کارتلی غیر قانونی خودداری میکند، شرکت کوچک خود او تحت فشار شدیدی قرار میگیرد
همسر کریستین او را به خاطر یک بازیکن برتر فوتبال آرژانتینی ترک می کند. پس از 11 ماه مصرف مشروبات الکلی، او پس از دریافت دادخواست طلاق به همراه پسرش اسکار 16 ساله به بوینس آیرس پرواز می کند. آیا او همسرش را پس می گیرد؟...
زندگی "جوناس" به عنوان پدر دو کودک در حومه شهر به هم می ریزد.وقتی قربانی یک تصادف رانندگی او را به جای دوست پسرش "سباستین" اشتباه می گیرد،زندگی اش به کلی تغییر می کند...
"کریستن" برای دنبال کردن رویای حرفه ای خود مزرعه خانوادگی در جزیره ای کوچک را ترک کرده و به کپنهاگن می رود.وقتی پدرش از دنیا می رود او به مزرعه که تغییر زیادی نکرده بازمی گردد.او یک آگهی در روزنامه منتشر می کند تا برای اداره مزرعه و مراقبت از برادرش کمکی دریافت کند و...