همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
William 'Billy' Benedict
نام اصلی : William 'Billy' Benedict
پیشه : بازیگر مرد,موسیقی متن
تولد : April 16, 1917 در Haskell, Oklahoma, USA
مرگ : November 25, 1999 (age 82) در Los Angeles, California, USA
فیلم داستان کارآگاه خصوصی به نام "فیلیپ مارلو" و تلاش او برای پیدا کردن "ولما" رقاص یک کلوپ شبانه و دوست دختر "موس مالوی" تبهکاری که تازه از زندان آزاد شده را روایت می کند...
وقتی گروهی از مستمری بگیران متوجه می شوند که خانه هایشان قرار است خراب شود، دست به کار می شوند. تلاش برای دلسرد کردن به زودی به قتل کارگران ساختمانی تبدیل می شود...
دو هنرمند یک دختر مغازه را زیر بال خود می گیرند ، اما هنگامی که او شروع به دنبال کردن یک ریاضیدان می کند ، مشکلاتی ایجاد می شود که باعث می شود برنامه ازدواج برای پول آنها مختل شود...
واگن قطاری با محموله عظیم نوشیدنی ، برای کارگران معدن رهسپار است . هرج و مرجی توسط گروهی که به منع مشروبات الکلی اعتقاد دارند ، به پا می شود و در این بین سواره نظام ایالات متحده ، معدنچی ها و سرخپوستان محلی ، هر کدام می خواهد کنترل محموله عظیم را در اختیار خود بگیرند که ...
دکتری که زندگی تبهکاری را از دستان مردی که تلاش می کرد او را دار بزند نجات می دهد.اما وقتی متوجه می شود او می تواند رازش را فاش کند،تصمیم می گیرد زندگی اش را کنترل کند...
در پایان جنگ جهانی دوم، خبرنگار جنگی برنده جایزه پولیتزر، اِرنی پایل، در جریان آزادسازی ایتالیا، همراه با لشکر ۷۷ پیادهنظام ارتش ایالات متحده سفر کرده و در مورد آنها گزارش میدهد.
مردی غمزده، قاتلی را استخدام میکند تا او را در زمانی غیرمنتظره از بین ببرد، اما زمانی که زندگیاش رو به بهبودی میگذارد، متوجه میشود که اکنون خواهان زندگی است.
یک بیمار روانپزشک ، یک وارث دیوانه، به غرب سفر می کند تا در معدن متروکه پدربزرگش طلا پیدا کند. روانپزشک که نمی تواند او را از این موضوع مطلع کند، تصمیم می گیرد او را در آنجا دنبال کند...
داستان مردی که ناچارا به یک بازرگان در بندر شرق آسیا اعتماد می کند. اما پس از دستگیری به جرم سرقت اخراج می شود ولی وانمود می کند که خودکشی کرده است. دست بر قضا او با ناخدا رابطه ی دوستاته دارد لذا ناخدا موافقت می کند که او را مخفیانه به یک سفر تجاری ببرد...