همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Ralph Bellamy
نام اصلی : Ralph Bellamy
پیشه : بازیگر مرد,موسیقی متن
تولد : June 17, 1904 در Chicago, Illinois, USA
مرگ : November 29, 1991 (age 87) در Santa Monica, California, USA
جوایز : 1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 3 جایزه و نامزد دریافت 3 جایزه دیگر.
«ادوارد لوییس» (گیر)، سرمایه دار نیویورکی، به خیابان گردی به نام «ویوین وارد» (رابرتس) پیشنهاد می کند که در ازای دریافت پول به عنوان راهنما و هم راه، چند وقتی را در اختیار او باشد …
«آکيم» (مورفي)، شاهزاده ي افريقايي به دختري که پدرش برايش در نظر گرفته، علاقه اي ندارد و همراه دوستش، «سمي» (هال) به امريکا مي رود. او در آن جا شيفته ي دختري به نام «ليزا»(هدلي)مي شود و به اتفاق سمي،با هويت بدلي، نزد پدر اليزا شروع به کار مي کند.
ازدواج ناکارآمد چند پزشک ثروتمند ناراضی که در یک کلینیک خصوصی کار میکنند و همسرانشان که به طرق مختلف با ناراحتی خودشان دست و پنجه نرم میکنند، زمانی که یکی از آنها همسر خیانتکارش را میکشد، وارد حالت بحران میشود...
«رزمري» (فارو) و «گاي» (کاساوتيس) «وودهاوس» زوج جواني هستند که به آپارتمان تازه شان اسباب کشي مي کنند. آن دو خيلي زود با «ميني» (گوردون) و «رومن» (بلکمر) «کاستوت»، زن و شوهر مسن و غير عادي همسايه صميمي مي شوند. «رزمري» باردار مي شود و آرام آرام به اين تصور مي رسد که «کاستوت ها» ي شيطان پرست او را وسيله ي به دنيا آوردن فرزند شيطان کرده اند...
پس از انقلاب مکزيک در سال 1917. »گرانت« (بلامي)، مزرعه دار ميليونر امريکايي، چهار حرفه اي به نام هاي »فاردن« (ماروين)، »دالوورت« (لنکستر)، »ارنگارت« (رايان) و »جيک« (استرود) را اجير مي کند تا همسر مکزيکي اش، »ماريا« (کارديناله) را که »راسا« (پالانس)، سر دسته ي راهزنان او را ربوده، نجات دهند.
یک بیمار روانپزشک ، یک وارث دیوانه، به غرب سفر می کند تا در معدن متروکه پدربزرگش طلا پیدا کند. روانپزشک که نمی تواند او را از این موضوع مطلع کند، تصمیم می گیرد او را در آنجا دنبال کند...
زمانی که "یگور" هیولای درون چاه را برای مراقبت به پیش دکتر لودویگ فرانکنشتاین می برد ، دکتر ایده ای به سره او می زند ، اینکه مغزه جنایتکار او را با یک مغزه نرمال جایگزین کند اما...
داستان این فیلم درباره "جودی اوبراین" بالرینی بااستعداد در یک گروه رقص است."بابلز" زنی بی پروا گروه را رها می کند و به کار دیگری مشغول می شود.وقتی گروه منحل می شود،"بابلز" به "جودی" کاری به عنوان دست نشانده اش می دهد و....