همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
"اُبانا"، سرآشپز مشهور ژاپنی، رستورانی را در پاریس افتتاح میکند و به دنبال کسب سومین ستارهٔ میشلن است. او به عنوان یک فرد خارجی، در تهیهٔ مواد اولیه با چالشهایی روبرو میشود. تنشها با کارکنان به دلیل منوی بلندپروازانهاش بالا میگیرد...
برای پاداش دادن به خود بابت شغل جدید تدریس در ساپورو، مانابوی ۲۹ ساله تصمیم میگیرد شب سال نو را با کمی تفریح در یک کلاب محلی جشن بگیرد. ناگهان دچار خونریزی مغزی میشود و سر از بیمارستان درمیآورد...
در ایالت ریفتولی کنیا، طرحی برای بازگرداندن زرافهها به زیستگاه طبیعی آنها به اجرا درآمده است. با این حال، در صورت بروز مشکل برای این گله کوچک، فعالان حقوق حیوانات، دامپزشکان و نمایندگان جامعه محلی موظف به کمک و حمایت از آنها هستند.
ریکو کامبایاشی و مینامی مائزونو که در دانشگاه با هم آشنا شده بودند، عاشق هم شدند و زندگی مشترک خود را آغاز کردند. ریکو بعد از ازدواج و به پشتوانه حمایتهای مینامی توانست به نویسندهای پرفروش تبدیل شود، اما مینامی نتوانست به آرزوی خود برای خوانندگی دست یابد. روزی، یک حرف نسنجیده از ریکو، رابطه آنها را به نقطه فروپاشی رساند و به یک مشاجره شدید منجر شد. صبح روز بعد، ریکو بیدار میشود و...
گروهی در حال فرار از افراد اورهان، در الازیغ گیر افتاده و در مزرعه مرتضی آقای ظالم و خسیس مشغول به کار میشوند. پس از دریافت تماس اضطراری از همسر عبدی، آنها مجبور میشوند با عجله به سمت کاستامونو فرار کنند. در هنگام فرار، این گروه پولهای مرتضی آقا را میدزدند و دخترش را میربایند.
فیلم «کوستَبِکگیلَّر: نگهبانان بذر اجدادی» دربارهی گروهی است که برای نجات سرزمینشان از خطر بحران غذا مبارزه میکنند. دلیل این بحران، نابودی بذرهای ارگانیک و بومی به دست پروفسور علی جنگیز کاپکارا است. این گروه با کمک دو انسان به نامهای دنیز و آردا، مأموریت دارند تا آخرین بذر باقیمانده را از چنگ این پروفسور شرور پس بگیرند.
این مستندنما روایتگر رسوایی در دنیای رقابتی پرورش سبزیجات غولپیکر در بریتانیاست؛ جایی که گیاهان کدوی باارزش کارولین، یکی از پرورشدهندگان نوظهور، به سرقت میرود.
زندگی یک نوجوان در حومه شهر با همسایه شدن جان وین گِیسی (قاتل زنجیرهای معروف) زیر و رو میشود. کنجکاوی نوجوان او را به سمت رازهای تاریک میبرد و سرانجام به یک رویارویی ترسناک با این فرد شرور میانجامد.
یک راننده تاکسی درمانده به یک اپلیکیشن مرموز برای پول درآوردن ملحق میشود و به قلمروهای تاریک جامعه کشیده میشود. با گذشت شب، وجدان و اراده آزاد او به محک گذاشته شده و میزان سقوط اخلاقی او نمایان میشود.
فیلم کمدی محبوب «۹ تا ۵» (۱۹۸۰) با وجود طنز، به موضوع جدی نابرابری زنان در محیط کار اشاره داشت. اکنون مستندی با عنوان «هنوز ۹ تا ۵ کار میکنیم» به بررسی این نابرابری در طول ۴۰ سال گذشته میپردازد.
ناپدید شدن دو مرد که در جستجوی یک نوار ویدئویی مرموز مرتبط با یک مأمور پلیس گمشده بودند. دوربین ضبطشده آنها رازهای شوم آن نوار و سرنوشت مأمور را افشا میکند.
دو دختر با موتورسیکلت، ژاپنِ پساآخرالزمانی را میگردند، از بناهای متروک عکس میگیرند و در شهرهای پوشیده از گیاه کمپ میزنند. بدون هیچ ترافیک یا قانونی، آنها با راندن موتورهای Serow خود در خیابانهای خالی، آزادی را پیدا میکنند.
دو هنرمند، که هر یک از دنیایی متفاوت آمدهاند، از طریق موسیقی به نقطهی اشتراکی میرسند و با یکدیگر هماهنگ میشوند. اما هرچه احساسات آنها عمیقتر میشود، تفاوت سنی و شرایط موجود در زندگیشان، این ارتباط عمیق و انکارناپذیر را با دشواریهایی روبرو میسازد.
مربی حیوانات، لی جونگ هوان، با دختر نوجوان و رقاص خود، لی سو آ، زندگی پرچالشی دارد. این زندگی عادی هنگامی از هم میپاشد که سو آ به ویروس جهانی زامبی مبتلا میشود.
پارک سِری، دختر ۱۹ سالهای است که میخواهد پیش از یک اعتراف مهم و سرنوشتساز، موهای همیشه وز خود را صاف کند. در همین حال، مسیر زندگی او با یک دانشآموز انتقالی به نام هان یونسوک گره میخورد.
در سال ۲۰۰۳، میناتو و میو در دبیرستان اوکیناوا با یکدیگر آشنا میشوند. علاقه مشترکشان به موسیقی، آنها را به هم نزدیک میکند و در روز فارغالتحصیلی میناتو، رابطهای عاشقانه بینشان شکل میگیرد. پس از مدت کوتاهی، مادر میناتو بر اثر بیماری فوت میکند...
جنی، زنی مادی که با کلاهبرداری پول به دست میآورد، به روستایی در کوه جیریسان فرار میکند. او در آنجا از وجود یک شراب جنسینگ وحشی هزارساله که خاصیت درمانگری دارد باخبر میشود و تصمیم میگیرد آن را از یک پدربزرگ بیمار و نوهاش بدزدد. اما نقشه ساده او، پس از برخورد با پسر عجیبوغریبی به نام دُئِن-جانگ، به هم میریزد و اوضاع از کنترل خارج میشود.
گانش گانگادارن، یک طراح فلج از کمر به پایین، ضمن مبارزه با رنجها و شیاطین درونی خود، میکوشد تا در فضای بیرحم و سایههای آزاردهندهی ترحم، به یک زندگی معمولی و عادی دست یابد.