همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
باسکین همیلتون واگنی را در میان ناآکجا آباد هدایت میکند و اهمیت زیادی به همراهانش که باید اسکورتشان کند میدهد اما از طرف دیگر امیدوار است معمای قتل برادرش را توسط یکی از مسافرین حل کند...
یک افسر پلیس کانادایی در حال فرار از یک مجرم خطرناک، به یک دره مخفی پناه می برد. او در آنجا با یک زن جوان فرانسوی-کانادایی آشنا می شود که به او کمک می کند تا از دست مجرم فرار کند...
دو کاروان واگنی در شهر کنزاس سیتی به هم می پیوندند تا به سمت غرب به اورگان حرکت کنند. زائران در طول سفر خود با گرما، برف کوهستان، گرسنگی و حملات سرخپوستان مواجه می شوند...
یک محکوم فراری با لباس مبدل یک کشیش، راهی تگزاس میشود. او در نهایت از یک شهر کوچک روستایی سر در میآورد، جایی که مردم شهر او را با کشیش جدید کلیسای خود اشتباه میگیرند.
جان دروری وارد شهر میشود و پس از نجات جان یک اسب، مورد استقبال مردم قرار گرفته و از او به عنوان یک قهرمان یاد میشود. مردم از او میخواهند که در مبارزه با شخص مرموزی به نام «هاوک» که سالهاست آنها را با سرقت، آتشسوزی و قتل آزار میدهد، رهبریشان کند.
اسبی گم میشود و مردی بخاطر اسب وحشی توسط سرکارگرش سرزنش میشود. کلنل باونلی به هرکس که بتواند سوار پالومینو شود مزرعهاش را هدیه میدهد. کن این چالش را قبول میکند و ...