همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Irving Cummings
نام اصلی : Irving Cummings
پیشه : کارگردان,بازیگر مرد,تهیه کننده
تولد : October 9, 1888 در New York City, New York, USA
مرگ : April 18, 1959 (age 70) در Los Angeles, California, USA
جوایز : 1 مرتبه نامزدی جایزه .اسکار. همچنین 1 جایزه و نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
داستان زندگی پل کوسترر، ترانه سرا سال های دهه 90 میلادی،که کارش را تغییر میدهد و کارهای هنری در کارناوال انجام میدهد .پس از چندی دوباره شعر مینوسد که باعث می شود ...
"جی پی مریک" مالک یک فروشگاه بزرگ متوجه می شود چند تن از کارمندانش با هم متحد شده اند تا حقوق بیشتر و شرایط کاری بهتری را بدست آورند.به منظور پیدا کردن شخصی که آنها را سازماندهی می کند،او به عنوان یک فروشنده کفش وارد فروشگاه می شود و...
ایالت میزورى ، نیمه ى دوم قرن نوزدهم . « جسى » ( پاور ) و « فرانک » ( فاندا ) در مزرعه اى همراه با مادرشان زندگى آرامى دارند. با ورود راه آهن و خرید زمینها و مزارع توسط دست اندرکاران احداث خط آهن ، مادر خانواده ( دارول ) به دلیل مخالفت با فروش مزرعه به قتل مىرسد و « جسى » و « فرانک » پس از گرفتن انتقام خون مادرشان ، به چپاول قطارها روى مىآورند و خیلى زود با افراد دیگرى دستهاى یاغى را تشکیل مىدهند.
مدیر هتلی که محل اقامت تاجران نمایش است، دختری یتیم را به فرزندی قبول میکند. صاحب هتل از هنرمندان خوشش نمیآید و میخواهد دختر به پرورشگاه بازگردانده شود.
« ریچارد بارى » ( ویلن ) ، تولید کننده ى ثروتمند صابون که همسرش را از دست داده ، دختر کوچولوى خود به نام « باربارا » ( تمپل ) را روانه ى مدرسه میکند تا در کنار بقیه ى بچه ها بزرگ شود. اما سر راه مدرسه بر اثر حادثه اى فرصتى به وجود می آید تا « باربارا » ، زندگى مستقلى را در پیش بگیرد.
"بارد" پسر یک میلیونر متوجه می شود پدرش به قتل رسیده و به غرب می رود تا اطلاعاتی در مورد مسئول این اتفاق کسب کند.در بین راه او با هواپیمایش در خانه "جری" سقوط کرده و عاشقش می شود...
تام اودی مورد علاقه دو زن، آنا برگر و گلوریا همیلتون است. تام از عشق آنا به او بی خبر است و با گلوریا نامزد می شود. پدر گلوریا، جان همیلتون، یک مرد ثروتمند است که کنترل یک سد را در بالادست شهر جانزتاون، پنسیلوانیا در اختیار دارد. او می خواهد آب پشت سد در بالاترین سطح خود نگه داشته شود تا قراردادهای چوب بری خود را تسهیل کند ...