همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
علیرغم اختلافات عمومی بر سر مالکیت آثار اولیه تیلور سوئیفت، خواننده و ترانهسرای نمادین، او همچنان با انتشار چهار آلبوم استودیویی جدید و ضبط مجدد شش آلبوم اول خود، در صدر جدولها قرار دارد. اگرچه حرفه سوئیفت فراز و نشیبهایی داشته است، اما مقاومت مداوم او ثابت میکند که او شکستناپذیر است...
این فیلم دربارهی خانوادهای است که پس از سالها دوری دوباره به هم میپیوندند و از طریق علاقهی مشترکشان به موسیقی، به ویژه استعداد پسر نه سالهشان در نوازندگی درام، با هم ارتباط برقرار میکنند.
النا و کلودیو، زوجی که رابطهشان به پایان رسیده، در مالت با یکدیگر روبرو میشوند. این ملاقات، آنها را با احساسات متضاد انتقام و حسرت برای گذشته از دست رفته مواجه میکند.
در سال 2005، فیلم تحسینبرانگیز "مهاجمان" داستانهای قابلتوجه چن، اکتاویو، ترون و کیشا را به نمایش گذاشت. حال، پس از گذشت تقریباً 20 سال، این چهار شخصیت اصلی دوباره گرد هم میآیند تا به گذشته خود نگاهی بیندازند و آیندهای جدید را برای خود تصور کنند.
الکساندرا پِلوسی در مستند جدید خود، به بررسی انگیزههای افرادی میپردازد که در حمله به ساختمان کاپیتول ایالات متحده در روز ۶ ژانویه ۲۰۲۱ شرکت داشتند...
سال پیش، قاتلی به رئیس مافیای چینی، یو، حمله میکند. همسر یو، شینگنام، برای پیدا کردن قاتل، چایی و کام را مامور میکند. چایی، قاتل را که میو، دوست دوران کودکیشان است، پیدا میکند. او برای نجات میو، به فرار او از هنگ کنگ کمک میکند...
داستانی درباره جی هی است که رویای دگرگون کردن زندگی اش را در سر دارد. دخترش نیز برای رسیدن به این هدف، به خانه ی یک دلال آثار باستانی که ثروتی بالغ بر 60 میلیارد وون دارد، رخنه می کند.
فیلم کنسرت "اپوس" آخرین اجرای ریوچی ساکاموتو، آهنگساز مشهور ژاپنی، است که در آن او فقط با پیانویش مینوازد. این فیلم در اواخر سال ۲۰۲۲، چند ماه قبل از مرگ ساکاموتو به دلیل سرطان، ضبط شده است. ساکاموتو در این فیلم قطعاتی از آثار مشهور خود، از جمله موسیقی فیلمهای "آخرین امپراطور" و "کریسمس مبارک آقای لارنس" را اجرا میکند.
آنسلم کیفر یکی از بزرگترین هنرمندان معاصر است. آثار او که دربرگیرنده گذشته و حال هستند، مرز بین فیلم و نقاشی را محو میکنند و تجربهای سینمایی منحصر به فرد را ارائه میکنند که به عمق کار یک هنرمند میرود و مسیر زندگی او را آشکار میکند...
سی سال بعد از وقایع ناگوار، دکتر ایان مالکوم، ریاضیدان نظریه آشوب، با یافتن مجلهی خود، خاطرات فاجعهآمیز جزیره پارک تفریحی پر از دایناسورهای پیش از تاریخ که فرار کرده و هرج و مرج به پا میکنند را به یاد میآورد... داستانی که از 65 میلیون قطعه لگو ساخته شده است.
در آگوست 2017، برتریطلبان سفیدپوست در شارلوتسویل، ویرجینیا تظاهرات کردند و با خشونت به ضد معترضان حمله کردند. دو وکیل که متقاعد شده بودند که وزارت دادگستری ترامپ هیچ کاری انجام نخواهد داد، تصمیم گرفتند از گروهی از معترضان دست راستی خشن شکایت کنند...
لئو، الکس و کاستی، سه پلیس معلق شده، برای تحقیق درباره یک قاچاقچی مواد مخدر محلی به نام نارسیس که با او سابقه دشمنی دارند، به خدمت بازگردانده میشوند...
اورهون دورا، که توسط دوست دوران کودکیاش خیانت و از گروه قهرمانان طرد شده است، به عنوان "کسی که در همه چیز مهارت دارد اما در هیچچیز استاد نیست" توسط رفقای سابقش شناخته میشود. او به تنهایی به دنبال ساختن یک مسیر جدید به عنوان یک ماجراجوی تنها میرود. سفر او منجر به نبردهای انفجاری، رقبای مرگبار و متحدان غیرمنتظره میشود و او مصمم است که هر انتظاری را بشکند. بزرگترین بازگشت انفرادی آغاز میشود!
در میانهی قرن بیست و یکم، مافیای توکیو میتواند به اربابان شیطانی تقویتشده توسط اتر تبدیل شود و قهرمانان (Braves) به تعقیب آنها میپردازند. یاشیرو، جن گیر، ناچار به پذیرش یک شاگرد جدید به نام آکی جوگامینه، یک دختر دبیرستانی که در حال تمرین برای تبدیل شدن به یک قهرمان است، میشود. او به زودی خود را درگیر مسائل مزاحم و پیچیدهای مییابد. داستان ماورایی درباره یک استاد منفور و شاگردی که خود را شاگرد او میداند، آغاز میشود!
آکیرا تونومه، یک آقای نامرئی است که یک آژانس کارآگاهی را اداره میکند و شیزوکا یاکو، زنی گرم و مهربان است که در آنجا کار میکند. شیزوکا همیشه میتواند آکیرا را پیدا کند، حتی وقتی که او کاملاً نامرئی میشود. با نزدیکتر شدنشان به یکدیگر روز به روز، عشق بین آنها شروع به شکوفا شدن میکند. یک کمدی عاشقانه دلگرمکننده و گاهی آزاردهنده در حال آغاز است!
اوتاگه کینوشیتا دختری دبیرستانی است که بهصورت پارهوقت بهعنوان نظافتچی کار میکند. او زندگیاش را وقف آیدول محبوبش، تامون فوکوهارا از گروه F/ACE کرده است.
اما یک روز، اوتاگه بهطور اتفاقی برای کار به خانهی خودِ تامون فرستاده میشود! آنجا متوجه میشود که تامون در خارج از صحنه، هیچ شباهتی به شخصیت پرهیجان و جسورش بهعنوان یک آیدول ندارد. او در واقع پسری افسرده، درونگرا و بدون اعتمادبهنفس است. با این حال، اوتاگه باز هم کمکم عاشق او میشود.
وان، که به عنوان پسر چهارم یک مارکیز به دنیا آمده، زمانی به عنوان یک نابغه شناخته میشد—تا اینکه به خاطر داشتن جادوگری تولید، نوعی جادو که در این دنیا بیفایده به حساب میآید، به یک روستای مرزی بینام تبعید میشود. اما زمانی که او از قدرت "بیفایده" خود برای ساخت سلاحها، ابزارها و شگفتیهایی فراتر از تصور استفاده میکند، روستای او شروع به شکوفایی میکند! آنچه که به عنوان تبعید آغاز شد، حالا آغاز یک زندگی جدید و ماجراجوییای است که جهان را تغییر خواهد داد!
کنستانس گریل، دختر یک ویکانت ساده و شناختهشده به خاطر صداقتش، از سوی معشوقهی نامزدش خیانت میشود و به اعدام عمومی محکوم میگردد. در این شرایط که با مرگ روبهرو است، صدای مرموزی به او نجات پیشنهاد میدهد. اسکارلت کاسیل، یک اشرافزاده که مدتها پیش مرده تصور میشد، ممکن است تنها امید او باشد. این دو متحد غیرمنتظره با هم نقشهی تاریکی را که در دل جامعهی اشرافی نهفته است، کشف میکنند، جایی که خیانت، رازها و قدرت با هم تداخل مییابند.
فلوم به خاطر قدرتش انتخاب نشده بود—او هیچ قدرتی ندارد. نه جادو، نه مهارت، تنها یک قابلیت به نام "عکسالعمل" که حتی خودش هم نمیفهمد. پس چرا خدا او را در جمع قهرمانان قرار داد؟ بعد از اینکه خیانت میبیند و به بردگی فروخته میشود، فلوم مورد آزار قرار میگیرد و در نهایت برای تفریح به هیولاها انداخته میشود. حالا که با مرگ مواجه است، فلوم باید انتخاب کند: یا خورده شود یا شمشیر نفرینی را به دست بگیرد که گفته میشود، صاحبش را میکشد.
آریسو یامابوکی وارث یک شرکت قدرتمند است و به دنبال کمال است. پس از ناپدید شدن آپولو، مجری برنامه Midnight Heart Tune، آریسو به باشگاه گویندگی دبیرستان فوورین میپیوندد. در آنجا، او با چهار دختر آشنا میشود و به آنها قول میدهد که رویاهای خوانندگیشان را به واقعیت تبدیل کند!
سیچیرو کوندو در یک مراسم احضار گرفتار میشود و به دنیایی موازی به نام پادشاهی رومانی منتقل میشود. او که شب و روز کار کرده، شغلی پیدا میکند و به اداره حسابداری سلطنتی میپیوندد. سیچیرو پس از اینکه به سختی از عوارض جانبی مرگبار یک داروی نیروزا با کمک جادو جان سالم به در میبرد، خود را به آرش، کاپیتان فرقه سلطنتی سوم، معروف به شاهزاده یخی، میسپارد.
اهریمن، پادشاه شیاطین، که زمانی به عنوان فرمانروای تمام شیاطین از او میترسیدند، اکنون در پی فتح جهان است... تا اینکه نیرویی غیرمنتظره او را متوقف میکند: دخترش، دوکس! دوکس که برای هرج و مرج بسیار مهربان و برای جنگ بسیار ملایم است، قلب شیاطین، انسانها و حتی فرشتگان را آب میکند. جاهی، دستیار اهریمن، که برای بازگرداندن غرور شیاطین ناامید شده است، سوگند میخورد که دوکس را برای تبدیل شدن به یک دیو واقعی آموزش دهد. اما آیا جاهی میتواند با شفقت دوکس برابری کند؟!
کنچی یامادا، مرد سیوپنج ساله، تمام عمرش را صرف بازی هر MMORPG که به دستش رسیده، کرده است. او از بازیهای جدیدی که به بازیکنان عادی میپردازند خسته شده و فرصتی را برای تجربه یک بازی بیپایان با "مد جهنمی" ترسناک که سطح سختی را به ارتفاعات غیرممکن میبرد، غنیمت میشمارد. اما به محض اینکه "احضارکننده" را انتخاب میکند، کنچی خود را در دنیای بازی میبیند و به عنوان نوزادی به نام آلن در خانوادهای از دهقانان دوباره زاده میشود! با تنها خاطرات و هوش خود به عنوان راهنما، آلن راهی میشود تا مد جهنمی را فتح کند، رازهای کلاس احضارکننده را کشف کند و خانواده تازهاش را از سرنوشتشان آزاد کند.
در شهر ساحلی ریورفیلد، آکادمی دلسیس قرار دارد که خانهای است برای هفت پسر مرموز که یک راز مشترک دارند: آنها خونآشام هستند و گذشتههای تاریکشان را پنهان میکنند. زمانی که سها، یک دانشآموز زن که از خونآشامها متنفر است، به این آکادمی منتقل میشود، پسران به طرز غیرقابل کنترلی به او جذب میشوند. با بروز حوادث عجیب در شهر، گناهان قدیمی و رازهای دفنشده دوباره ظاهر میشوند و دنیای آنها شروع به فروپاشی میکند.
در دنیایی که شیاطین از انسان های نامظنون تغذیه میکردند قطعه های شیطان ترسناک و افسانه ایRyoumen Sukuna گم و پراکنده شده بود. شیاطین از این قطعات استفاده میکردند و تا اونجایی که اطلاع داریم به قدرتی دست می یافتند که میتونست دنیا رو نابود کنه. خوشبختانه یک مدرسه اسرار آمیز از جادوگرانJujutsu وجود داره، برای محافظت از وجود احتمالی زندگی از Undead!!! یکی از سال بالایی های مدرسه به اسمyuuji itadori بیشتر روزاشو با عیادت از پدربزرگ بیمارش میگذرونه، با اینکه شبیه نوجوون های عادیه ولی قدرت بدنی بی حد و اندازه ای داره!! همه ی باشگاه های ورزشی میخوان که عضو باشگاهشون ...
داستان بر روی همکاری غیرمنتظرهی کارآگاه خونآشام، آرن نونتوت و لین راینوایس، دختر یک خانوادهی اشرافی که عاشق خونآشامهاست، متمرکز است. آنها بهطور مشترک به حل جنایاتی خونی میپردازند.
در محلههای فقیرنشین متولد و بزرگ شده، ماجراجوی ۲۹ ساله، هاجیمه شینونه، اکنون زندگی آرامی را در روستای کومای میگذراند. اما روزهای صلحآمیز او دستخوش تغییر میشود زمانی که متوجه میشود لیروی، دختربچهای رها شده، مورد حمله یک اسلایم قرار گرفته است. او که تحت تأثیر ناامیدی لیروی قرار میگیرد و به یاد گذشتهاش میافتد، او را به روستا میبرد. هاجیمه و لیروی فصل جدیدی را آغاز میکنند که مملو از چالشهای غیرمنتظره و روزهای دلنشین است!
زنی اشرافی به نام گیل دونگ تبدیل به راهزنی درستکار میشود، و شاهزاده چوسون، یی یول، که مخفیانه این راهزن را بررسی میکند، اما متوجه میشود که روحشان به طرز مرموزی با هم عوض شده است و این موضوع آنها را مجبور میکند تا با هم همکاری کنند و در بحبوحه دسیسهها عاشق هم شوند، در حالی که توطئهها را کشف میکنند و در عین حال از مردم محافظت میکنند!
لی هان-یونگ، که مدتها به عنوان یک قاضی سازشکار تحت کنترل شرکت حقوقی هانال زندگی کرده بود، سرانجام تصمیم میگیرد که دیگر نمیتواند بخشی از فساد باشد. اما بهای این انتخاب، اتهام دروغین و مرگ است. در آخرین نفس، چشمانش را باز میکند و خود را در 10 سال گذشته میبیند. با زندگی دوباره، لی هان-یونگ تصمیم میگیرد به فرد بهتری تبدیل شود و انتخابهای متفاوتی را انتخاب کند، حتی اگر به معنای رویارویی با زخمها و گناهانی باشد که زمانی از آنها فرار میکرد.
کیم دو گی ( Lee Je Hoon ) فارغ التحصیل آکادمی نیروی دریایی بوده ، اما زندگی او وقتی که مادرش توسط یک قاتل زنجیره ای به قتل میرسد دچار تغییر می شود. بعد از آن او وارد شرکت Rainbow شد و به عنوان راننده تاکسی مشغول به کار می شود. او صرفا یک راننده تاکسی معمولی نیست بلکه به کمک متخصص آی تی ، گو یون و کانگ ها نا، یک وکیل پرشور و شوق، از جانب قربانی هایی که قانون نتوانسته حق آن ها را بگیرد، انتقام میگیرد…
داستان این سریال در مورد شخصیت جاناتان پاین (با بازی هیدلستون) که یک سرباز سابق بریتانیایی و مسئول پذیرش شیفت شب در یک هتل مجلل است، ساخته شده. پاین با زنی فرانسوی-عرب به نام سوفی آشنا میشود که او اطلاعاتی از ریچارد آنسلو روپر که یک دلال بازار سیاه با تخصص در زمینه ی اسلحه است، به او می دهد تا او این اسناد مجرمانه را به سازمان اطلاعات مخفی بریتانیا منتقل کند. سوفی به دلیل خیانت به روپر کشته میشود و پاین به صورت جاسوس با همکاری با سازمان اطلاعات مخفی بریتانیا در صدد نفوذ به دار و دسته ی روپر و گرفتن انتقام سوفی بر می آید …