همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
این فیلم بر اساس یک داستان واقعی میباشد که از سال 1985 آغاز می شود، جایی که که دو برادر لهستانی، می خواهند از کشور کمونیستی لهستان فرار بکنند و به سوئد بروند به همین دلیل زیر یک کامیون مخفی می شوند اما سر از دانمارک در می آورند...
یک هاکی باز جوان و ماهر امیدوار است در طول اقامتش در کانادا بتواند نظر گروه پیشاهنگان حرفه ای را جلب کند.اما وقتی با دختر مربی اش وارد رابطه می شود همه چیز برایش تغییر می کند…
در ۱۹۸۵، کانر مکلود (کوه نشین) در پارکینگ یک ورزشگاه در نیو یورک سیتی با یکی از جاودانگان به نام فاسیل روبرو می شود، کوه نشین گردن او را قطع می کند که منجر می شود به خروج انرژی و آسیب دیدن تعداد زیادی اتومبیل، کانر شمشیرش را زیر یک اتومبیل می اندازد تا افسران پلیس که به گاراژ نزدیک می شوند آن را نبینند. در طول فیلم داستان کانر توسط تعداد زیادی فلش بک نشان داده می شود، در سال ۱۵۳۶ کانر که هنوز جاودانه نبود توسط یک جنگجوی جاودانه روسی به نام "کارگن" کشته میشود ولی روز بعد سالم و سرحال از جایش بر می خیزید، اقوام و دوستان کانر او را طرد و تبعید می کنند چرا که اعتقاد دارند شیطان در جسم او نفوذ کرده است، ....
در پی قتل یک زوج سالمند و ثروتمند؛ دو کاراگاه خصوصی به خانه آنها وارد می شوند. با ورود دو کاراگاه ، قتل خدمه سرسرا شروع شده تا آخرین نفر آنها پیش می رود. در نهایت نیز مشخص می گردد که مرد علی رغم حادثه ای که رخ داده ، زنده مانده است ...
"جورج راندی" آرایشگری در بورلی هیلز می باشد که بیشتر وقت خود را صرف رابطه پنهانی با مشتریانش می کند. اما بیشتر زنانی که جورج با آنها ارتباط دارد می دانند که آنها تنها زنان زندگی او نیستند و..
«آنسوی باد» به روایت سرگذشت کارگردان کهنهکاری میپردازد که تلاش میکند با جهان پیرامونش و صنعت فیلمسازی پیشرفته کنار بیاید و خود را وفق دهد. مشکلات حقوقی و مالی در آن زمان مانع از اتمام ساخت این فیلم شد و پس از فوت وی در سال 1985، پروندهی این فیلم بسته شد. اما شبکهی نتفلیکس به بازسازی تصاویر موجود از این فیلم پرداخت و آن را جهت نمایش آماده کرد...
برخی از مردم خشونت را دوست دارند. آنها تصمیم می گیرند باشگاهی برای شکار انسان ها به وجود آوردند. اعضای باشگاه از بین شکارچیان و طعمه ها تشکیل می شود...
این فیلم روایتگر هشتاد و هشت روز جنگی حماسی است ، که جنگ یانگ مان چون و نیروهای گوگوریو در مقابل پانصد هزار نفر از مردان سلسلهی تانگ را برای دفاع از سرزمینشان به تصویر میکشد و…
مستندی درباره اینکه چگونه معدنچیان یکی از نواحی صنعتی اوکراین، با تلاش و ازجان گذشتگی پروژه ای که باید 5 سال طول میکشید تا تمام شود را در عرض 4 سال انجام دادند...
یک مامور مخفی شوگون برای بررسی یک معامله مخفی با یک کشتی جنگی هلندی شامل تفنگ های تکراری برای استفاده در قیام علیه شوگان فرستاده می شود، اما متوجه می شود که اتفاقات بیش از آنچه قبلاً گمان می رفت در جریان است.
روزی روزگاری، ویروسی مرموز در زمین پدیدار شد که همه انسانهای عفونتزده بالاتر از ۱۳ سال را به قتل رساند. در همین حین، خونآشامها از تاریکیهای دنیا بیرون آمده و بشر را به بردگی کشاندند. با ما همراه شوید تا یوئیچیرو (Hyakuya Yuuichirou)، پسربچهای جوان، را ببینید که با سایر کودکان یتیمخانهاش، چون دام توسط خونآشامها مورد سوء استفاده قرار میگیرند. اما یوئیچیرو حتی در اسارت هم رویاپرداز است. او خونآشامها را میکشد. او همه آنها را نابود میکند.
بعد از دریافت یه دعوتنامه از دوستش، ریسا شیرومینه، کائده هونجو شروع به انجام بازی نقشآفرینی واقعیت مجازی (VRMMO)، «دنیای جدید آنلاین»، به عنوان شخصیت مِیپِل کرد. بخاطر نداشتن اطلاعات کافی راجب بازی، اون همه امتیازهای وضعیتش رو به دفاع اختصاص میده. در نتیجه، سرعت حرکتش پایینه، نمیتونه از جادو استفاده کنه، و حتی از خرگوش هم ضربه میخوره. با اینحال، به دلیل گرفتن همه امتیازهای زندگیش، یه مهارت به نام «دفاع مطلق» به دست میاره، و یه مهارت ضد حمله که تو یه ضربه میکشه. یه «حالت دژ سیّار» تازهکار با یه مهارت سمی که همه ضربات رو ناتوان میکنه و از همه موانع رو پشت سر میذاره. با وجود بینظمیهایی که داره، به یه ماجراجویی میره.
در مرز این جهان و جهان دیگر ۸ میلیون روح مرده وجود دارن که به خدایان و دیگر روح ها خدمت می کنن که سعی در کمک کردن در زندگی انسان ها دارن. یک دختر مدرسه ای به نام هیوری ایکی , زورگویی های همکلاسی هاشو تحمل می کنه و برای اینکه گریه کنه به دستشویی میره. روی دیوار دستشویی با خطی بد شماره تلفن و پیامی نوشته شده , “من مشکلات شما رو حل میکنم” بعد از اینکه هیوری با شماره تماس می گیره , با یک شخصیت بی خانمان و بیکاری روبه رو میشه که ادعا داره “خداست” خنگ و غیر قابل پیش بینی و بی ارزش, اون به دعا های مردم جواب نمیده و کسی هم بهش محل نمیذاره. اما اون…
دختری که تنها خانوادش پدرش بود با کلی قرض تنهاش گذاشته و دختر سرگردون و آواره به سمت معبد می ره اما دست بر قضا دختر تبدیل به خدای اون معبد می شه و دچار مشکلاتی جدید و عجیب می شه…
دو مرد را دنبال می کند که به طور تصادفی با یک دروغ شروع به عشق می کنند و رابطه شان را در حالی که به آرامی اعتماد را بازسازی می کنند. هنرمند سرامیک یون ته جون از جامعه ناپدید می شود، در حالی که جی وون یانگ کارمند یک شرکت بزرگ است. جی وون یانگ قصد دارد قلب یون ته جون را به دست آورد، زیرا او هنرمند مورد علاقه رئیس شرکت است.
داستانی در مورد شاهزاده ای که کتابی در مورد داستان های ارواح دریافت می کند که حاوی انواع نفرین های زندگی است و احساس می کند که نفرین یک به یک اتفاق می افتد.
تد تمپلتون بزرگسالی که برای یک جنایت شرکتی ساخته شده است، دوباره به بچه رئیس تبدیل می شود تا با برادرش، تیم، مخفیانه زندگی کند و خود را به عنوان یکی از فرزندانش نشان دهد.
تا سال 2075 سفر بین زمین، ایستگاه های فضایی و ماه عادی شده است. هاچیماکی در یک ایستگاه فضایی ضایعات را جمع آوری می کند و رویای داشتن فضاپیمای خودش را دارد.
داج مینارد به بیماری کشنده ای مبتلاست و قصد دارد قبل از این که این بیماری جانش را بگیرد، از همسر حامله اش مراقبت کند. او پیشنهادی مبتنی بر شرکت در یک بازی مرگبار را قبول کرده اما به زودی متوجه می شود که او در این بازی شکارچی نیست؛ او خود شکار است.
Ash که شخصیت شوخ طبع و خوشگذرانی است سی سال گذشته را بدون توجه به مسئولیتش برای ترور شیطان خبیثی به نام Evil Dead که او و دوستاندوران دانشگاهش با اقداماتشان سه دهه پیش در کلبه جنگلی آزاد کرده بودند گذرانده است.حال علاوه بر آنکه پس از سالیان دراز Evil Dead توانسته او را پیدا نماید خطر گسترش طاعون شیطانی-زامبی کننده ای نسل بشر را تهدید می کند و Ash پابه سن گذاشته و دوستان جوانش باید راهی برای مقابله با آن بیابند.
یک روز، پسر دبیرستانی یامادا به دختر زیبایی به نام شیرائیشی در پله ها برخورد می کند. وقتی هوشیار می شوند، متوجه می شوند که بدن هایشان جابجا شده است. با گذشت زمان، این دو متوجه می شوند که این تنها اتفاق عجیب و غریب در مدرسه نیست.
سیلیان مورفی یک مستند را روایت می کند که در آن زندگی حیوانات و افرادی که خود را در برابر دریای وحشی جهان قرار می دهند، بررسی می شود و نیروهای طبیعی که زندگی در اقیانوس اطلس را تحت پشتیبانی قرار می دهد، از جمله جریانات قوی ترین جهان، طوفان های وحشتناک و زنجیره های بزرگ زیر دریایی فوران، را آشکار می کند.
جهجونگوون اولین بیمارستان مدرن در کره است که در دوره جوسئون در سال 1885 تأسیس شد. بک دو یانگ یک اشرافزاده است که مقام خود را ترک میکند تا وارد ردههای آن شود. هوانگ جونگ پسر یک قصاب است که پزشک میشود، در حالی که سئوک ران به عنوان مترجم وارد جهجونگوون میشود اما آموزش پزشکی را برای تبدیل شدن به دکتر انجام میدهد.
سندرم یک درام هیجانی پزشکی است که در بخش جراحی مغز و اعصاب رخ میدهد. یک خانواده از جراحان با روابط پیچیده در بالای سلسله مراتب بیمارستان قرار دارند، با پسر چا یئو ووک که تصمیم میگیرد به دنبال پای پدر و مادرش برود و جراح مغز و اعصاب شود. لی هائه جو (Han Hye Jin) یک دستیار با استعداد است که علیرغم زمینه کمتر امتیازی از چا یئو ووک (Song Chang Ui)، به بخش ملحق میشود و این دو دوستی جدالآمیز را توسعه میدهند در حالی که دکتر اسرارآمیز کانگ اون هیون (Park Gun Hyung) نیز به هائه جو علاقهمند است.
توموکو، یک گردشگر ژاپنی، و جی-هون، یک دانشجوی فیلم از کره جنوبی، در هنگ کنگ ملاقات میکنند. علیرغم ملاقات ناهموار و مانع زبان، آنها دوست خوبی میشوند. به مرور زمان، آنها در نهایت به کشورهای خود باز میگردند اما فقط پس از تبادل آدرس ایمیل - قول میدهند با هم در تماس باشند و در نهایت دوباره ملاقات کنند. اما با سرنوشت که آنها را به سمت دیدار دوباره هم فشار میدهد، توموکو تصمیم میگیرد به کره جنوبی برود تا دوباره جی-هون را ببیند اما بعضی مشکلات پیش میآید.
یه مینی سریال دو قسمتی. هان جونگ اون ۱۴ سال است که با لی وو چول ازدواج کرده و یک دختر دارند. لی وو چول به عنوان یک PD در یک ایستگاه رادیویی کار میکند. هان جونگ اون مشغول مراقبت از خانوادهاش و همچنین کار کردن است، بنابراین مادرش چوی سون اوک برای کمک به او به سئول میآید. ناگهان خانواده با یک فاجعه روبرو میشود. هان جونگ اون و مادرش چوی سون اوک باید با حقیقت آن روز روبرو شوند.