همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
هنگامی که یک مرد مجبور می شود به خانه پدری اش برگردد تا پدر عجیب غریب خود را دفن کند، همه چیز پیچیده می شود زمانی که می فهمند پدرشان وصیت کرده بعد از مرگ، خاکستر اش را در زمین تیم ورزشی مورد علاقه اش، پراکنده کنند...
هنگامی آدام لی بلانک مدیر یک کارخانهی بزرگ با یکی از توزیعکنندگان مهمش یعنی کیشن به مشکل برمیخورد ، آدام جنگی سخت و نفسگیر را با برادران کیشن یعنی رئیس گروه خلافکاران هنگ کنگ آغاز میکند و…
این فیلم بر اساس داستانی واقعی می باشد که در طول فصل فوتبالی ۲۰۰۹ ساخته شده است. "بن" و "نیک" با هم دوست و همکار می باشند و یک خانه خریداری می کنند. حال مجبورند بین سبک زندگی خود که طرفدار فوتبال اند و یک دختر، یکی را انتخاب کنند …
یک بازیگر دارای مشکلات روانی به نیویورک باز میگردد، او سعی دارد که چهره واقعی خود را از دیگران پنهان کند اما رسانه ها و شبکه های اجتماعی قدرتمندتر و تاثیرگذارتر از آنچیزی که فکر میکرد هستند و...
هنگامی که مایکل تصمیم میگیرد برای جشن و تعطیلات کریسمس به خانهی خانوادهی یکی از دوستانش برود، پس از مدتی درمییابد که افراد آنجا تعادل روانی ندارند و…
داستان در مورد گروهی از دانشمندان است که در یک مرکز محرمانه ، یک سری مرگ و میر عجیب و غریب که در امتداد اقیانوس اطلس اتفاق افتاده را بررسی میکنند ، یکی از اعضای گروه که شواهد ویدئویی را بررسی میکند متوجه می شود که...
از آنکه ویروسی مرگبار بیشتر انسانها را از زمین محو میکند ، بازماندگان مجبور میشوند تا به پناهگاههایی امن با تجهیزات اینترنتی و رابطهای ویدیویی برای ارتباط بروند. اما بعد از مدتی یکی پس از دیگری به طور مرموزی ناپدید میشوند و…
قبل از مرگ دوست "ریو"، او به "ریو" می گوید که یک زن که به نظر او شبیه اش است، در هوکایدو وجود دارد. به همین خاطر "ریو" سفری به سوی هوکایدو را آغاز می کند...
داستان در مورد پسری یازده ساله به نام لوئیس می باشد که با سه موجود فضایی دوست داشتنی آشنا می شود و طولی نمی کشد که آن ها تبدیل به دوست های صمیمی لوئیس می شوند. سفینه ی آن ها در خانه ی او خراب شده است و دلیل آشنایی آن ها نیز همین موضوع می باشد. لوئیس به آن ها کمک می کند تا وسایل مورد نیاز برای بازگشت به سفینه شان را پیدا کنند و در عوض آن ها نیز به لوئیس در مدرسه اش کمکش می کنند و همچنین این دوستی آن ها وارد ماجراجویی هیجان انگیز می کند که در نهایت به ارزش دوستی پی می برند…
وقتی یک رپر جوان اجرای زنده اش را خراب میکند تصور اینکه او به پایان دوران حرفه ایش رسیده امید و اشتیاقش را از بین میبرد. اما بهترین دوستش او را وارد یک مهمانی میکند که فرصتی است برای بازگشت دوباره و...
جان مور، همراه با بهترین دوستش چارلی ویلد، پس از مرگ ناگهانی همسرش و رابطه ی شکسته با دو دخترش، تصمیم میگیرد تا سوار بر موتور سیکلتش از لانگ آیلند، نیویورک تا ساحل غربی سفر کند.
داستان فیلم مردی بعد از مرگ همسرش سر زایمان شوکه شده و هنوز نتوانسته با مرگ همسرش کنار بیاید ، کم کم از ایمانش دور می شود و احساس می کند زندگی دیگر ارزشی ندارد تا اینکه...
روزی روزگاری، ویروسی مرموز در زمین پدیدار شد که همه انسانهای عفونتزده بالاتر از ۱۳ سال را به قتل رساند. در همین حین، خونآشامها از تاریکیهای دنیا بیرون آمده و بشر را به بردگی کشاندند. با ما همراه شوید تا یوئیچیرو (Hyakuya Yuuichirou)، پسربچهای جوان، را ببینید که با سایر کودکان یتیمخانهاش، چون دام توسط خونآشامها مورد سوء استفاده قرار میگیرند. اما یوئیچیرو حتی در اسارت هم رویاپرداز است. او خونآشامها را میکشد. او همه آنها را نابود میکند.
بعد از دریافت یه دعوتنامه از دوستش، ریسا شیرومینه، کائده هونجو شروع به انجام بازی نقشآفرینی واقعیت مجازی (VRMMO)، «دنیای جدید آنلاین»، به عنوان شخصیت مِیپِل کرد. بخاطر نداشتن اطلاعات کافی راجب بازی، اون همه امتیازهای وضعیتش رو به دفاع اختصاص میده. در نتیجه، سرعت حرکتش پایینه، نمیتونه از جادو استفاده کنه، و حتی از خرگوش هم ضربه میخوره. با اینحال، به دلیل گرفتن همه امتیازهای زندگیش، یه مهارت به نام «دفاع مطلق» به دست میاره، و یه مهارت ضد حمله که تو یه ضربه میکشه. یه «حالت دژ سیّار» تازهکار با یه مهارت سمی که همه ضربات رو ناتوان میکنه و از همه موانع رو پشت سر میذاره. با وجود بینظمیهایی که داره، به یه ماجراجویی میره.
در مرز این جهان و جهان دیگر ۸ میلیون روح مرده وجود دارن که به خدایان و دیگر روح ها خدمت می کنن که سعی در کمک کردن در زندگی انسان ها دارن. یک دختر مدرسه ای به نام هیوری ایکی , زورگویی های همکلاسی هاشو تحمل می کنه و برای اینکه گریه کنه به دستشویی میره. روی دیوار دستشویی با خطی بد شماره تلفن و پیامی نوشته شده , “من مشکلات شما رو حل میکنم” بعد از اینکه هیوری با شماره تماس می گیره , با یک شخصیت بی خانمان و بیکاری روبه رو میشه که ادعا داره “خداست” خنگ و غیر قابل پیش بینی و بی ارزش, اون به دعا های مردم جواب نمیده و کسی هم بهش محل نمیذاره. اما اون…
دختری که تنها خانوادش پدرش بود با کلی قرض تنهاش گذاشته و دختر سرگردون و آواره به سمت معبد می ره اما دست بر قضا دختر تبدیل به خدای اون معبد می شه و دچار مشکلاتی جدید و عجیب می شه…
دو مرد را دنبال می کند که به طور تصادفی با یک دروغ شروع به عشق می کنند و رابطه شان را در حالی که به آرامی اعتماد را بازسازی می کنند. هنرمند سرامیک یون ته جون از جامعه ناپدید می شود، در حالی که جی وون یانگ کارمند یک شرکت بزرگ است. جی وون یانگ قصد دارد قلب یون ته جون را به دست آورد، زیرا او هنرمند مورد علاقه رئیس شرکت است.
داستانی در مورد شاهزاده ای که کتابی در مورد داستان های ارواح دریافت می کند که حاوی انواع نفرین های زندگی است و احساس می کند که نفرین یک به یک اتفاق می افتد.
تد تمپلتون بزرگسالی که برای یک جنایت شرکتی ساخته شده است، دوباره به بچه رئیس تبدیل می شود تا با برادرش، تیم، مخفیانه زندگی کند و خود را به عنوان یکی از فرزندانش نشان دهد.
تا سال 2075 سفر بین زمین، ایستگاه های فضایی و ماه عادی شده است. هاچیماکی در یک ایستگاه فضایی ضایعات را جمع آوری می کند و رویای داشتن فضاپیمای خودش را دارد.
داج مینارد به بیماری کشنده ای مبتلاست و قصد دارد قبل از این که این بیماری جانش را بگیرد، از همسر حامله اش مراقبت کند. او پیشنهادی مبتنی بر شرکت در یک بازی مرگبار را قبول کرده اما به زودی متوجه می شود که او در این بازی شکارچی نیست؛ او خود شکار است.
Ash که شخصیت شوخ طبع و خوشگذرانی است سی سال گذشته را بدون توجه به مسئولیتش برای ترور شیطان خبیثی به نام Evil Dead که او و دوستاندوران دانشگاهش با اقداماتشان سه دهه پیش در کلبه جنگلی آزاد کرده بودند گذرانده است.حال علاوه بر آنکه پس از سالیان دراز Evil Dead توانسته او را پیدا نماید خطر گسترش طاعون شیطانی-زامبی کننده ای نسل بشر را تهدید می کند و Ash پابه سن گذاشته و دوستان جوانش باید راهی برای مقابله با آن بیابند.
یک روز، پسر دبیرستانی یامادا به دختر زیبایی به نام شیرائیشی در پله ها برخورد می کند. وقتی هوشیار می شوند، متوجه می شوند که بدن هایشان جابجا شده است. با گذشت زمان، این دو متوجه می شوند که این تنها اتفاق عجیب و غریب در مدرسه نیست.
سیلیان مورفی یک مستند را روایت می کند که در آن زندگی حیوانات و افرادی که خود را در برابر دریای وحشی جهان قرار می دهند، بررسی می شود و نیروهای طبیعی که زندگی در اقیانوس اطلس را تحت پشتیبانی قرار می دهد، از جمله جریانات قوی ترین جهان، طوفان های وحشتناک و زنجیره های بزرگ زیر دریایی فوران، را آشکار می کند.
جهجونگوون اولین بیمارستان مدرن در کره است که در دوره جوسئون در سال 1885 تأسیس شد. بک دو یانگ یک اشرافزاده است که مقام خود را ترک میکند تا وارد ردههای آن شود. هوانگ جونگ پسر یک قصاب است که پزشک میشود، در حالی که سئوک ران به عنوان مترجم وارد جهجونگوون میشود اما آموزش پزشکی را برای تبدیل شدن به دکتر انجام میدهد.
سندرم یک درام هیجانی پزشکی است که در بخش جراحی مغز و اعصاب رخ میدهد. یک خانواده از جراحان با روابط پیچیده در بالای سلسله مراتب بیمارستان قرار دارند، با پسر چا یئو ووک که تصمیم میگیرد به دنبال پای پدر و مادرش برود و جراح مغز و اعصاب شود. لی هائه جو (Han Hye Jin) یک دستیار با استعداد است که علیرغم زمینه کمتر امتیازی از چا یئو ووک (Song Chang Ui)، به بخش ملحق میشود و این دو دوستی جدالآمیز را توسعه میدهند در حالی که دکتر اسرارآمیز کانگ اون هیون (Park Gun Hyung) نیز به هائه جو علاقهمند است.
توموکو، یک گردشگر ژاپنی، و جی-هون، یک دانشجوی فیلم از کره جنوبی، در هنگ کنگ ملاقات میکنند. علیرغم ملاقات ناهموار و مانع زبان، آنها دوست خوبی میشوند. به مرور زمان، آنها در نهایت به کشورهای خود باز میگردند اما فقط پس از تبادل آدرس ایمیل - قول میدهند با هم در تماس باشند و در نهایت دوباره ملاقات کنند. اما با سرنوشت که آنها را به سمت دیدار دوباره هم فشار میدهد، توموکو تصمیم میگیرد به کره جنوبی برود تا دوباره جی-هون را ببیند اما بعضی مشکلات پیش میآید.
یه مینی سریال دو قسمتی. هان جونگ اون ۱۴ سال است که با لی وو چول ازدواج کرده و یک دختر دارند. لی وو چول به عنوان یک PD در یک ایستگاه رادیویی کار میکند. هان جونگ اون مشغول مراقبت از خانوادهاش و همچنین کار کردن است، بنابراین مادرش چوی سون اوک برای کمک به او به سئول میآید. ناگهان خانواده با یک فاجعه روبرو میشود. هان جونگ اون و مادرش چوی سون اوک باید با حقیقت آن روز روبرو شوند.