همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
در طول آغاز سالهای رکود بزرگ، زندگی در دریای مدیترانه و سواحل اطراف آن بسیار دشوار شده بود. غارت و تاخت و تاز دزدان هوایی بسیار زیاد شده، بنابراین به وجود محافظان ماهر نیاز است. یک از بهترین محافظان یک خوک بنام «پورکو روسو» است که زمانی انسان و یک خلبان درجه یک در زمان جنگ جهانی اول بوده است او حالا به کسانیکه دچار تنگدستی شده اند بدون هیچ گونه چشمداشتی کمک میکند...
دختر جادوگر جوانی به دلایلی مجبور می شود مستقل زندگی کند. در این راه او خود را در زندگی سخت اجتماعی می بیند، که برای زندگی در این شرایط او از قدرت خود استفاده می کند و شروع به کار می کند، کاری که ماجراهای زیادی را برای او پیش می آورد. کار او پیک هوایی است...
در طول یک شب تصادفی ، دو برادر موتا نانبا و هیبیتو شاهد چیزی هستند که به نظر می رسد یک بشقاب پرنده است که به ماه پرواز می کند و هر دو قول می دهند که در نهایت فضانورد شوند. 19 سال بعد ، موتا این فرصت را پیدا کرد که به دنبال برادرش برود و به وعده خود عمل کند...
یک سازمان تروریستی جدید معروف به "نفر یازدهم" متعهد به کشتار جمعی است. آیا قهرمان کارآگاه سایبورگ و واحد نخبگان مبارزه با جرم و جنایت او قادر به جلوگیری از آنها هستند؟
چارلی، موجودی منحصر به فرد است. به عنوان یک انسانمیمون که نیمه انسان و نیمه شامپانزه است، هوش و تواناییهای جسمانیاش فوقالعاده است. به همین دلیل گروه تروریستی "ائتلاف آزادی حیوانات" به دنبال اوست و برای بهدستآوردن او از هیچ اقدام افراطی کوتاهی نخواهد کرد. با این حال، چارلی مصمم است که برای حفاظت از عزیزانش مبارزه کند.
اهریمن، پادشاه شیاطین، که زمانی به عنوان فرمانروای تمام شیاطین از او میترسیدند، اکنون در پی فتح جهان است... تا اینکه نیرویی غیرمنتظره او را متوقف میکند: دخترش، دوکس! دوکس که برای هرج و مرج بسیار مهربان و برای جنگ بسیار ملایم است، قلب شیاطین، انسانها و حتی فرشتگان را آب میکند. جاهی، دستیار اهریمن، که برای بازگرداندن غرور شیاطین ناامید شده است، سوگند میخورد که دوکس را برای تبدیل شدن به یک دیو واقعی آموزش دهد. اما آیا جاهی میتواند با شفقت دوکس برابری کند؟!
در هکایدو در سرزمین های دوردست شمالی ژاپن, "سوگی موتو" از جنگ بین امپراطوری های روسیه و ژاپن جون سالم به در برده . در حین جنگ به او لقب سوگی موتوی فناناپذیر رو دادن . سوگی مو به امید این که زنش رو که قبلا یک بیوه بوده و در جنگ به بیماری مبتلا شده, نجات بده به دنبال پولدار شدن ـه و به جویندگان طلا پیوسته . در حین جست و جوهاش برای طلا نقشه ی یک محموله ی مخفی طلا رو که متعلق به جنایتکارها و خلافکارهاست, پیدا میکنه . سوگی مو با همکاری یک دختر دورگه ...
پرسیوال، پسری مهربان، پس از مرگ پدربزرگش توسط یک شوالیه مرموز، سفری بزرگ را در جستجوی حقیقت آغاز می کند. او در این سفر با چالش های زیادی روبرو می شود، اما با پشتکار و شجاعت خود، به دنبال حقیقت می رود.
کودو شینچی یک کارآگاه هفده ساله دبیرستانیه که مردم اونو شرلوک هلمز جدید میدونن. اگر چه اون یک شب بعد از ملاقاتی که با معشوقه ی دوران بچگیش ( ران ) داشت ، شاهد یه معامله غیر قانونی بود . توسط معامله کننده ها گیر افتاد و بیهوش و به او دارویی تززیق دادند که قرار بود اونو بکشتش … اما او بیدار شد و خودش رو یه پسر بچه هفت ساله دید . و برای این که کسی که باهاش این کارو کرده پیدا و دستگیر کنه هویت خودش رو رو مخفی کرد و با ران زندگی خودش رو شروع کرد . پدر ران یک کارآگاه بی عرضه است که توسط شینچی به یک مرد معروف و مشهور تبدیل میشه ولی ...
"وان پیس" داستان یک دزد دریایی به نام "مانکی دی. لوفی" است که به دنبال بزرگترین گنج دنیا، "وان پیس"، است. این گنج توسط "گلد راجر"، پادشاه دزدان دریایی، پنهان شده است. لوفی و خدمهاش در طول سفر خود با چالشها و خطرات زیادی روبرو میشوند، اما آنها مصمم هستند تا به هدف خود برسند.
یک جاسوس برای انجام یک ماموریت مخفی، ازدواج می کند و یتیمی را به فرزندی می پذیرد. همسر و دختر او نیز اسرار خود را دارند و هر سه نفر باید برای حفظ خانواده خود تلاش کنند.
شش دوست دوران کودکی یک روز عهد میکنند که شکارچی گنج شوند و در نهایت تبدیل به قویترین قهرمانان جهان شوند. در طول اولین تلاش خود، کرای آندری متوجه می شود که برای این کار کوتاهی نکرده است. با این حال، دوستانش او را رهبر خود می کنند. کرای که در مواجهه با انتظارات زیاد ناتوان شده است، داستان قهرمانی اکراهی از شکوه، سردرد و تمایل به بازنشستگی زودهنگام را آغاز می کند.
داستان در شهر اونومیچی استان هیروشیما می گذرد، جایی که ناشیکو جیپنشا دانش آموز دبیرستانی از خانه اش بیرون رانده شد. او بدون جایی برای بازی با دوستانش متوجه می شود که سالن فال ماهجونگی که پدرش قبلاً آن را اداره می کرد اکنون خالی است. او سالن فال ماهجونگ را تعمیر می کند و آن را به مکانی تبدیل می کند که او و دوستانش می توانند در آن تفریح کنند، آشپزی کنند، چای بخورند و گاهی اوقات فال ماهجونگ بازی کنند.
زندگي در ژاپن فئودال آسان نيست. خصوصا حالا که فضاييها آمده و همه چيز و همه جا را به تصرف خود درآوردهاند! خب البته، اوضاع بيمه و بهداشت عالي شده، اما ممنوعيت عمومي استفاده از شمشير، بسياري از ساموراييهاي شکستخورده را با تصميم سختي روبهرو ساخته که همانا انتخاب مسير زندگي آيندهشان است! اين موضوع، خصوصا در مورد افرادي از جمله گينتوکي ساکاتا صدق ميکند که به شغل درازمدت و منظمي پايبند نيستند. اين شد که گينتوکي، دنبال شغل آزاد رفته و هر کاري به او پيشنهاد شود، ميپذيرد، البته تا جايي که حقوق آن به اندازهي کافي باشد. اما ...
در سال ۲۰۵۲ میلادی، جهان در صلحی بیسابقه به سر میبرد که داروی مُسکن «هاپونا»، ساختهی دکتر عصبشناس، اسکینر، نقشی اساسی در برقراری آن داشت. هاپونا که به عنوان یک «داروی معجزهآسا» بدون هیچ عارضهی جانبی شناخته میشد، به سرعت در سراسر جهان توزیع گشت و انسانها را از درد رهایی بخشید. اما روزی، خالق این دارو، دکتر اسکینر، به طور ناگهانی ناپدید شد و کسی از محل اختفای او خبر نداشت. سه سال بعد، اسکینر دوباره ظاهر شد، اما این بار نه به عنوان یک ناجی، بلکه همچون اهریمنی که قصد نابودی جهان را در سر داشت. فاش شد که هاپونا در حقیقت دامی مرگبار بوده و مصرفکنندگان آن پس از سه سال به بیماری لاعلاجی مبتلا شده و جان خود را از دست خواهند داد. اسکینر پیامی برای جهانیان فرستاد: «تنها ۳۰ روز فرصت باقیست. اگر تا پیش از پایان این مهلت مرا بیابید، بشریت شانس بقا خواهد داشت.» تنها امید باقیمانده برای انسانها، دستیابی به تنها واکسن موجود است که در دستان اسکینر قرار دارد و شرط او برای تحویل آن، پیدا کردن خودش است. به منظور مقابله با این توطئهی هولناک، پنج مامور زبده از نقاط مختلف جهان گرد هم آمده و تیمی ویژه تحت عنوان «لازاروس» تشکیل دادهاند. آیا آنها موفق به نجات بشریت خواهند شد؟ و نیت واقعی اسکینر از این اقدامات چیست؟
هیزوتومه راکورو، یک گیمر حرفه ای، به شنگهای لا فرونتر، یک بازی VRMMO جدید، می پیوندد. او با رازهای زیادی روبرو می شود که حتی یک متخصص مانند او نیز ممکن است در برابر آنها بی دفاع باشد.
در یک دنیای فانتزی جایگزین، پادشاه شیطان با ارتشی مهیب به رهبری چهار پادشاه آسمانی خود سلطنت می کند. یکی اوچیمورا دنوسوکه، یک حقوقبگیر معمولی است که به طور غیرمنتظرهای توسط خود پادشاه شیطان از زندگی روزمرهاش بیرون کشیده شده است. اما حتی در این قلمرو جدید، اوچیمورا هیچ قدرت خاصی ندارد. آیا او می تواند از ماموریت های خائنانه تنها با دانش یک کارمند اداره جان سالم به در ببرد؟
در دنیایی که شاه شیطان مرده است، انبوهی از نیمه خدایان که قادر به کشتن او هستند، دنیا را به ارث برده اند: یک شمشیرباز استاد که می تواند بفهمد چگونه حریف خود را با یک نگاه بیرون بیاورد. یک لنسر آنقدر سریع که بتواند دیوار صوتی را بشکند. یک سرکش وایورن که با سه سلاح افسانه ای در آن واحد می جنگد. یک جادوگر قدرتمند که می تواند افکار را به وجود آورد. و یک قاتل فرشته ای که به مرگ فوری دست می زند. این قهرمانان که مشتاق رسیدن به عنوان "یک قهرمان واقعی" هستند، هر کدام چالش هایی را در برابر دشمنان مهیب دنبال می کنند و خود جرقه درگیری می کنند. نبرد برای تعیین قدرتمندترین نیروها آغاز می شود.
در دنیای با حیوانات به شکل انسان، گیاهخواران و گوشت خواران در کنار هم وجود دارند. برای نوجوانان آکادمی چریتون، زندگی مدرسه ای پر از امید، عشق، بی اعتمادی و اضطراب است. "لگوشی" گرگ کاراکتر اصلی بوده، و عضوی از باشگاه نمایش است. بر خلاف ظاهر ترسناکش، قلب بسیار مهربانی دارد. در بیشتر زندگی اش، عنصری از ترس و نفرت برای باقی حیوانات بوده است، و او کاملا به این نحوه زندگی عادت کرده است. ولی به زودی، او با همکلاسی هایش بیشتر که آن ها نیز مشکلات خودشان را دارند ارتباط برقرار می کند و زندگی اش در مدرسه به آرامی تغییر می کند.
هنگامی که آژیرهای هشدار در انجمن روح به صدا در می آید، صلح ناگهان شکسته می شود. ساکنان آنجا بدون هیچ ردی ناپدید می شوند و هیچ کس نمی داند چه کسی پشت آن است. در همین حال، یک سایه تاریک نیز به سمت ایچیگو و دوستانش در شهر کاراکورا در حال گسترش است...
نادشیکو، دانش آموز دبیرستانی که از شیزوئوکا به یاماناشی نقل مکان کرده بود، تصمیم می گیرد کوه فوجی معروف با اسکناس 1000 ین را ببیند. حتی با وجود اینکه او موفق می شود تا موتوسو دوچرخه سواری کند، به دلیل بدتر شدن آب و هوا مجبور می شود به عقب برگردد. او که نمی تواند چشمش به هدفش باشد، در قسمتی از راه به سمت مقصدش غش می کند. وقتی از خواب بیدار می شود، شب است، در مکانی که قبلاً نرفته بود، بدون اینکه بداند چگونه به خانه برود. نادشیکو هنگامی که با رین، دختری که خودش در حال کمپینگ است، روبرو می شود، نجات می یابد. این داستان دختران در فضای باز با اولین برخورد نادشیکو و رین آغاز می شود.
یک خانواده شکست خورده، متشکل از یک برادر بزرگتر که در خانه حبس شده است، یک برادر کوچکتر که موفق است، یک پدر که مورد احترام فرزندانش نیست، و یک مادر که از خانه خود غفلت می کند. هیچ یک از اعضای این خانواده نمی دانند که آنها همگی بازیکنان یک بازی آنلاین هستند.