همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Nan Martin
نام اصلی : Nan Martin
پیشه : بازیگر زن,بخش گریم
تولد : July 15, 1927 در Decatur, Illinois, USA
مرگ : March 4, 2010 (age 82) در Malibu, California, USA
آلیس، هنرمندی آزاده، در یک استراحتگاه منزوی در ورمونت با مرد جوانی آشنا میشود، اما او این حقیقت را پنهان میکند که در آنجا کار میکند زیرا احساس شرم میکند. وقتی صاحب مکان برمی گردد، تمام داستان او شروع به فروپاشی می کند...
زن خیانت شده (ژاکلین بیست) که شوهرش پس از 25 سال او را ترک می کند، به دریاچه ای که برای اولین بار در آنجا عاشق شده بود باز می گردد و با پسر (اریک مابیوس) اولین عشق خود رابطه عاشقانه برقرار می کند...
«هال لارسن» (بلک) آدم زن باره ي نفرت انگيزي است که به توصيه ي پدرش در جست و جوي زني ايده آل و رؤيايي در کلوپ هاي شبانه ول مي چرخد؛ ولي با هيپنوتيسمي مسخره ذائقه اش تغيير مي کند و به جاي ظاهر و فيزيک زنان متوجه «زيبايي درون» شان مي شود...
یک زن مبتلا به اسکیزوفرنی برای پیدا کردن پسرش که شانزده سال پیش به فرزندخواندگی داده، سراغ معشوق سابق دانشگاهی خود میرود، که این موضوع موجب ناراحتی همسر جدید مرد میشود.
"هنری هارت" هنرمند موفق نیویورکی برای مراقبت از پدربزرگ پیرش که او را بزرگ کرده به شهر دوران کودکی اش بازمی گردد.با بازگشت به شهر او باید با "دین استوارت" بهترین دوست دوران دبیرستان خود کنار بیاید و...
داستان فیلم درباره یک خانواده حومه شهری می باشد، که در فضای خانه دارای مشکلات زیادی میباشند. "دینا" دختری پانزده ساله میباشد که رفتار مناسبی ندارد و خانواده فکر می کنند به خاطر تاثیر گرفتن از دوستش است که اینطوری شده است ...
مارگارت هیکس با چالشهایی در زندگی خود روبرو است: عروسی نزدیک دخترش، رابطه عاطفی دختر دیگرش با مردی علاقهمند به موتورسیکلت، و بازگشت ناگهانی همسر سابق و بیمسئولیتش.
وقتی پسر یک دامدار کوچک محافظه کار از رفتن به جنگ ویتنام امتناع می کند، پدرش او را انکار می کند. پانزده سال بعد، مادرش از او میخواهد که به خانه بازگردد و برای آخرین بار تلاش کند تا با پدر هنوز مغرور و سرسختش صلح کند...