همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Lena Endre
نام اصلی : Lena Endre
پیشه : موسیقی متن,بازیگر زن
تولد : July 8, 1955 در Härnösand, Västernorrlands län, Sweden
جوایز : برنده 10 جایزه و نامزد دریافت 8 جایزه دیگر.
جولیا ۲۱ سال است که با گناه ناپدید شدن پسرش زندگی کرده است. هنگامی که به خانه دوران کودکی خود در اولاند باز می گردد، حقایق و دروغ های قدیمی برملا می شود. او به چه کسی می تواند اعتماد کند و پسر 5 ساله اش چه شد؟..
فیلم داستان یک سرباز سابق نیروی دریایی است که بعد از جنگ جهانی دوم به خانه باز می گردد و شاهد اتفاقات وحشتناک بسیاری می شود. او مردد و نامطمئن از آینده خودش ، در تلاش برای معنی بخشیدن به زندگی؛ یک اعتقاد باوری/ دینی را به وجود می آورد. او تبدیل به شخصی به نام "استاد" می شود . در حالی که سازمان او رشد می کند و هر روز به طرفداران پرشور آن اضافه می شود؛ شخص دست راست او شروع به زیر سوال بردن نظام اعتقادی و شخص استاد می کند...
میا” و “فریدا” در سن ۳۰ سالگی و در جشن ازدواج پدر و مادر یکدیگر، همدیگر را ملاقات میکنند. پدر میا با مادر فریدا میخواهد ازدواج کند و این امر این دو دختر را تبدیل به خواهر های ناتنی میکند. اما این آشنایی منجر به بوجود آمدن رابطه بسیار صمیمی بین این دو خواهر می شود که…..
«لیزبت» بعد از اثابت گلوله به سرش، در بیمارستان بستری است و باید بعد از مرخصی از آنجا، به جرم انجام ۳ قتل محاکمه شود. در همین حال «میکائل» باید بی گناهی او را اثبات کند...
یک هکر کامپیوتری بنام «لیزبت» و یک خبرنگار بنام «میکائل» در مورد یک باند قاچاق دختران تحقیق می کنند. در همین جریان لیزبت به سه قتل متهم می شود و از این رو می گریزد، در حالی که میکائل سعی دارد بیگناهی او را ثابت کند.
"کارل" مخترعی 54 ساله است که پس از اینکه نامزد خود را تا سرحد مرگ مورد ضرب و شتم قرار می دهد به یک بیمارستان روانی فرستاده می شود.او به همراه یک بیمار دیگر پروژه فیلمی را آغاز می کنند و...
ماری و دیوید همیشه در حال بحث کردن هستند، در حالی که به نظر میرسد دوستانشان سارا و ساموئل همیشه با هم خوشحال هستند. یا واقعاً هستند؟ امسال آنها تصمیم میگیرند که کریسمس را با هم در کوهستان بگذرانند.
داستان فیلم در مورد پدر و مادر کارگردان مشهور سوئدی، اینگمار برگمان می باشد. در سال 1909، پدر او هنریک برگمان که مرد فقیری بود عاشق آنا، دختری از یک خانوادهی ثروتمند می شود. پس از ازدواجشان، هنریک بعنوان یک کشیش در شمال سوئد مشغول به کار می شود. اما پس از چند سال، آنا دیگر نمی تواند زندگی با مردم آنجا را تحمل کند...
یک فرد روستایی که در میان جنایتکاران در "استکهلم" زندگی میکند ، آرزوی بازیگر شدن را در سر میپروراند، او یک روز توسط "لنا اندری" کشف می شود، کسی که به نظر می رسد میخواهد او را به آرزویش برساند اما...