همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Michael Welch
نام اصلی : Michael Welch
پیشه : بازیگر مرد
تولد : July 25, 1987 در Los Angeles, California, USA
یک هکر سابق مجبور می شود به موسسات بانکی سطح بالا نفوذ کند، مرد دیگری باید سعی کند به ساختمان بمب گذاری شده نفوذ کند تا مرد جوان را از صندلی داغ نجات دهد ...
زن جوانی پس از اینکه به سختی از چنگ یک شکارچی مرگبار فرار می کند، به شهری دورافتاده می گریزد، جایی که زندگی خود را بازسازی می کند و مرد رویاهای خود را پیدا می کند... تا اینکه مرد کابوس هایش او را دوباره پیدا می کند...
پسره دختره رو می بینه،بک کمدی عشق و لمس ،عمیق و بامزه است که درجستجوی این است که بگوید مرد یا زن ایده آل چه کسی است.و د اشتن او حمایتش و گرمی اش چقدر ارزشمند است؟
پسران نوجوان امریکایی در دبیرستانی عاشق دختری به نام مندی لین (آمبر هیرد) هستند ولی او هیچ توجی به آنها نمی کند و در موقعیت های مختلف آنها را از خود دور می کند. سرانجام بعد از پایان فصل گرم تابستان، یکی از دوست هایش، او را به منزلی دعوت می کند تا به اتفاق چند نفر از هم مدرسه ای های دختر و پسر آخر هفته را جشن بگیرند و با هم باشند. بعد از رفتن به خانه ی مذکور و برگزاری جشن، اتفاقات عجیبی میافتد و چند نفر از آنها به فجیع ترین وضع کشته می شوند…
داستان برادر و خواهری که با ساحری که نوجوانان را فریب داده و به خانه خود کشانده تا بتواند آنها را کشته و بخورد تا بدین وسیله جوانی و زیبایی خود را بدست آورد می جنگند...
در حالی یک سلسله از قتلها در حال وقوع است، بلا، در حال نزدیک شدن به زمان فارق التحصیلی اش است و باید بین ادوارد که خون آشام است و جیکاب که یک گرگ نما است یکی را به عنوان عشقش انتخاب کند و …
بعد از حادثهای که بلا را تا پای مرگ می کشاند، ادوارد او را ترک می کند. در نبود ادوارد، بلا درگیر یک رابطه فراطبیعی دیگر میشود، اینبار با گرگینهای بنام «جیکاب بلک».
کارآگاه نیک برکات فکر می کرد که برای کار در دایره ی جناییِ پورتلند آمادست , تا اینکه شروع به دیدن چیزهایی کرد که توضیحی براشون نداشت . و بعد از ملاقات با آخرین بازمانده ی خانوادش , نیک به رازی که در پس این وقایع هست پی می بره . نیک مثل بقیه ی آدمها نیست , اون از نوادگانِ نسلی از شکارچی هاست که به اسم “گریم” شناخته می شن. کسانی که مسوول جلوگیری از تکثیر موجوداتِ ماورالطبیعه هستن. و این گونست که داستانِ نیک آغاز می شه , در حالی که در ابتدا نسبت به این جریان بی میله ولی در حالی که مشغول کار بر روی پرونده های جنایی به همراهِ همکارش هست به جریاناتی بر می خوره که باعث می شه با دنیای این موجوداتِ انسان نما ارتباط برقرار کنه...