همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
G.D. Spradlin
نام اصلی : G.D. Spradlin
پیشه : کارگردان,بازیگر مرد,تهیه کننده
تولد : August 31, 1920 در Pauls Valley, Oklahoma, USA
مرگ : July 24, 2011 (age 90) در San Luis Obispo, California, USA
جوایز : برنده 1 جایزه و نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
”جین واتسن” (دپ)، یک مرد معمولی، هنگام بازگشت از مراسم خاکسپاری همسر سابقش به “آقای اسمیت” (واکن) و “خانم جونز” (مافیا) برمیخورد که دخترش را میربایند و به او اسلحهای با شش گلوله و یک کارت رمزگشا میدهند و خط سیر “فرماندار گرانت” (میسن) را در اختیارش میگذارند و به او میگویند که تنها ۷۵ دقیقه فرصت دارد فرماندار را بکشد اگرنه دخترش را خواهند کشت. در این فاصله “واتسن” ـ بی آنکه “آقای اسمیت” و “خانم جونز” با خبر شوند ـ باید به هر ترتیبی که شده فرماندار را از نقشه این سوء قصد مطلع سازد...
«ادوار د وود جونیر» (جانی دپ), کارگردان فیلم های کم هزینه سعی می کند به هر طریقی فیلمی با شرکت دوستش, «دولورس فولر»بسازد.«وود» با «بلالوگوسی», بازیگر قدیمی فیلم های ترسناک که اینک به مرفین معتاد شده, ملاقات می کند و درصدد ساختن فیلمی با شرکت «لوگوسی», «دولورس فولر» و یک کشتی گیر سوئدی سنگین وزن به نام «تور جانسون» برمی آید...
گروهبان سرگرد زک با همسر، پسرش و تانک شرمن به یک پایگاه جدید ارتش می رسد. یک شب در یک کافه او یک دلال / معاون را از کتک زدن یک دختر "منع" می کند. کلانتر فاسد از پسر زک برای انتقام و زک از تانک او استفاده می کند...
در دهه 1960 امریکا ، یک دانشجوی سیاه پوست ، مجاز به پذیرش در یک آکادمی نظامی به ظاهر معتبر ، می شود، که باعث رگبار فساد در سیستم می شود که دانشجوی دیگری مایل است آن را افشا کند...
یک کارآگاه راز فرمولی که توسط نازیها در دوران جنگ جهانی دوم به منظور تولید بنزین از مواد مصنوعی ابداع شده بود را فاش می کند.یک شرکت بزرگ نفتی در این مورد اطلاع پیدا کرده و تلاش می کند فرمول و همه کسانی که از آن اطلاع دارند را نابود سازد...
زمان جنگهای ویتنام است. به کاپیتان «ویلارد» دستور داده می شود که به جنگلی در کامبودیا رفته و سرهنگ کورتز خائن را که درون جنگل برای خودش ارتشی تشکیل داده را پیدا کرده و بکشد. زمانیکه او در جنگل فرود می آید کم کم توسط نیروهای مرموزی در جنگل گرفتار شده تا حدی که دچار جنون می شود. همراهان وی هم یکی یکی به قتل می رسند. همینطور که ویلارد به مسیرش ادامه می دهد بیشتر و بیشتر شبیه کسی می شود که برای کشتنش فرستاده شده است...
«مانتی والش» (ماروین) و «چت رالینز» (پالانس)، دو کابوی پا به سن گذاشته، به شهر کوچک هارمونی می رسند. آن دو در یکی از معدود مزارع باقی مانده کاری دست و پا می کنند و در می یابند که «شورتی آستین» (رایان)، دوست جوان شان هم آن جاست.پس از چندی «مانتی» با یار قدیمی، «مارتین» (مورو) برخورد می کند، «چت» ازدواج می کند و «شورتی» طی یک درگیری کلانتری را می کشد…
"ویل پنی" گاوچرانی سالخورده ، کاری در یک مزرعه را به دست آورده و مجبور می شود از خانه خود مدتی دور شود. بعد از مدتی او متوجه می شود کلبه کوهستانی اش ، توسط یک زن و پسر او اشغال شده است.او می پذیرد آنها تا بهار در کلبه بمانند و...