همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
یوکو دختری جوان است که خانواده اش او را به حومه ی شهر می فرستند تا از گزند خاندان در امان باشد ولی یوکو متوجه رازی می شود که مادربزرگش به او می گوید...
سه دزد از دزدی فرار می کنند که یکی از آنها دو نفر دیگر را می کشد. او به یک فاحشه پناه می برد و پلیس به دنبال او است، اما تنها پس از ده سال انگیزه واقعی او آشکار می شود...
یک مهماندار میانسال بار که دائماً بدهکار است، با محدودیتها و چالشهای اجتماعی متعددی که توسط خانواده، مشتریان و دوستانش برای او ایجاد میشود، مواجه میشود...
در یک منطقه حومه توکیو."مینورو" و "ایسامو"پسران "خانواده هایشی" وقتی می بینند همسایه شان تلویزیون دارند و آنان ندارند.نزد مادرشان "تامیکو" و پدرشان "گیتارو" گله می کنند.پدر معتقد است که انان زیاد حرف می زنند و "مینورو" پاسخ می دهد که بزرگترها هم همین کار را می کنند و عبارتهای روزانه ای چون "صبح بخبر" و "روز خوبیه" را مکرر و بیهوده به کار می برند.بچه ها با هم عهد می کنند که سکوت اختیار کنند و این امر موجب اختلال در روال روزمره زندگی و سوتفاهم های در میان آشنایان می شود.سرانجام "گیتارو" یک دستگاه تلویزیون می خرد و بچه ها روال زندگی قبلی شان را از سر می گیرند و با پدر مادر آشتی می کنند.
»آکیکو میوا« ( هارا ) با دخترش، » آیاکو « ( تسوکاسا ) زندگى سعادتمندانهاى دارد. سه تن از دوستان قدیمى شوهرش سخت راغبند تا اسباب ازدواج او را فراهم آورند. اما زن، خود چندان علاقه اى به ازدواج مجدد ندارد و این موجب حیرت آنان است.
زنی ازدواج می کند، بچه ای مرده به دنیا می آورد و طلاق می گیرد و عاشق یک هتل دار می شود ، اما خود را تابع موفقیت خود می داند لذا با خیاطی همکاری می کند تا...
زنی پنجاه ساله که دیگر نمیتواند مردان را جذب کند به زندگی غم انگیز خود نگاهی می اندازد. زمانی که "اوهارو" در دربار امپراطوری قرار داشت عاشق مردی پائینتر از سطح خود می شود. رابطه آنها آشکار شده و "اوهارو" با همراه خانواده اش تبعید می شوند. برای او اتفاقات بعدی زندگی همراه با تحقیر به ارمغان می آورند...