همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
وکیلی به نام توگچه توسط معشوقش فورکان رها شده است. با توجه به اینکه اوضاع کسب و کارشان خوب پیش نمیرود، توگچه موافقت میکند که فورکان را برگرداند در عوض اینکه فورکان موکل دردسرسازش، اردم، را نجات دهد. با این حال، همه چیز طبق برنامه پیش نمیرود.
آسلی (Asli)، نِکو (Neco)، اینجی (Inci)، چینار (Cinar) و چاپراز (Capraz) یه باند خلافکارن. اینجی برای آخرین کارشون از شرکت پول میدزده؛ نگهبان امنیت رو مقصر میدونن و اونم میمیره. اینجی از عذاب وجدان داره میترکه، میخواد بره پلیس خودش رو تحویل بده، اما یهو میفهمه که حاملهست.
فیلیز، تنها دختر یک خانواده ثروتمند، قرار است ازدواج کند و نوه داشته باشد. فیلیز که حاضر به ازدواج نیست، به مرت که برای کار درخواست داده، پیشنهاد ازدواج دروغین میدهد. مرت قبول میکند و این نمایش ادامه پیدا میکند.
ماوی (Mavi) یه آشپزه که با پدر و مادر طلاقگرفتهش زندگی میکنه. چون بیکاره، میره سراغ رستوران آسیم عزیزاوغلو (Asim Azizoglu). شرط استخدامش اینه که با پِلین (Pelin)، نوهی لوس و پررو آقا آسیم، رفیق بشه. ماوی هم قبول میکنه و کار رو شروع میکنه.
نجیپ در اثر تصادف رانندگی دچار ضربه به سر و حافظه خود را از دست میدهد. با استفاده از اطلاعات هویتی، به نزدیکانش خبر داده میشود. اندکی بعد، شوکت، رییس ده، و سلیم و حیاتی از اهالی روستا به بیمارستان میآیند. آنها عصبانی هستند زیرا نجیب با 9 میلیون تومان پول متعلق به روستا ناپدید شده است.