همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
"فرانسسکا" زنی زیبا است که همسر خود را از دست داده.درست پس از مرگش او متوجه می شود که قرض بزرگی به جای گذاشته."سزار" بهترین دوست او یک وکیل است.به مشاوره او "فرانسسکا" همه چیزهایی را که دارد بفروش می رساند و قرض خود را پرداخت می کند اما از آینده خود خبر ندارد و...
یک پیانیست جوان که به بیماری پرودریای نادر مبتلا است، به دلیل مشکلات ناشی از این بیماری دچار جنون میشود و مرتکب قتلهای سریالی میشود. یک بازپرس پلیس برای دستگیری او تلاش میکند...
بیوهای جوان به نام ونسا، معشوق سابقش روبرتو را که اکنون پروفسور است، به ویلای جزیرهای خود برای تدریس به دختران ناتنیاش دعوت میکند. این دعوت منجر به بروز تنشهایی در این محیط دورافتاده و لوکس بین این سه نفر میشود.
معماری آمریکایی به ایتالیا سفر می کند تا بر نمایشگاه "بوله" معماری ایتالیایی که به خاطر طراحیهای بیضی شکل خود مشهور است نظارت کند.طی دوره ای نه ماه زندگی او کاملا دستخوش تغییرات می شود و...
همسر ثروتمند اما نادیده گرفته شده کریستینا (جنی تامبوری) توسط یکی از دوستان نزدیک شوهرش اغوا می شود و با تجربیات وابسته به عشق شهوانی جدید آشنا می شود....
یک فضانورد سابق، یک مأمور دولتی و یک کارآگاه پلیس با هم برای مقابله با تهدیدی بیگانه که با اسپورهای غلاف حاوی اسید خورنده مرگبار مرتبط است، همکاری می کنند. این تهدید در یک مزرعه قهوه در آمریکای جنوبی قرار دارد که توسط کلون های غلاف بیگانه کنترل می شود...
در هنگام ملاقات یک باند تبهکار، یک خاموشی رخ می دهد. وقتی روشن می شود یکی از آنها کشته شده با چاقو به پشتش پیدا می شود و همه سرنخ ها به مرد بی پولی اشاره می کند که مدت کوتاهی قبل از قتل با مقتول درگیر شده است...
دو خواهر قلعه خانوادگی خود را به ارث میبرند، که گفته میشود توسط جدشان که زنی موی کلاغی و جامه سرخپوش است و هر صد سال هفت قتل مرتکب میشود، تسخیر شده است.
بر اساس یک رویداد واقعی، «سندیکای آدم ربایی» داستان دو پسر است، یکی از خانوادهای ثروتمند و دیگری از خانوادهای فقیر، که ربوده میشوند و برای باج گرفتن بازداشت میشوند.
سیزده سال پس از نجات یافتن از اردوگاههای کار اجباری جنگ جهانی دوم، “لوسیا” با شکنجه گر خود که اکنون در یک هتل کار می کند برخورد کرده و رابطه دیوانه وارشان دوباره آغاز می شود…