همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
James Parrott
نام اصلی : James Parrott
پیشه : کارگردان,بازیگر مرد,نویسنده
تولد : August 2, 1897 در Baltimore, Maryland, USA
مرگ : May 10, 1939 (age 41) در Hollywood, Los Angeles, California, USA
اولیور که متخصص مغز است و استنلی که منشی اوست در تلاش برای گوش دادن به تماس های یکدیگر هستند. به هر حال برنامه به جایی میرسد که قرار است مراسم عروسی یکدیگر را جشن بگیرند که….
سیرکی که لورل و هاردی در آن کار میکنند ورشکست میشود و مالک سیرک به هر یک از کارکنان یکی از حیوانات سیرک را به عنوان دستمزد می هد. از این میان سهم هاردی یک شامپانزه ماده و سهم لورل جعبهای پر از کک میشود. مشکل اصلی اینجاست که آنها جایی را برای اقامت ندارد و کسی هم به یک شامپانزه اتاق اجاره نمیدهد.
خانه اولی بعد از یک مهمانی در شب گذشته به هم ریخته است. وی تلگرافی از همسرش که در شیکاگو در تعطیلات به سر می برد دریافت می کند که در آن نوشته است که بعد از ظهر به خانه برمی گردد. اولی از ترس زنش با استن تماس می گیرد تا بیاید و در تمیز کردن خانه به او کمک کند و…
دردوران ممنوعیت فروش مشروبات الکلی در آمریکا،لورل تعدادی شیشه ی مشروب خانگی را به پلیس می فروشد که باعث دستگیریشان می شود.در زندان دندان درد لورل او را در دردسر میاندازد….
زمانی که استنلی و الیور به همراه همسرانشان در راه ایستگاه قطار بودند تا به تعطیلاتی در آتلانتیک سیتی بروند تماسی از طرف یکی از دوستانشان دریافت می کنند جهت دعوت به یک مهمانی اما ...
ورل و هاردی فقیر و بیکار سرگرم ماهیگیری در بندر هستند که به طور تصادفی روزنامهای میبینند که در آن آگهی ای برای قرائت وصیت نامه ابنزل لرول ثروتمند نوشته شده است. لورل و هاردی به امید دریافت سهمی از ارث راهی خانه ابنزل لورل میشوند بی خبر از اینکه وی به قتل رسیده و ماجرا با آن چیزی که تصور میکنند بسیار تفاوت دارد.
ورل و هاردی، نوازندگان دوره گرد در سرمای زمستان، به امید کسب درآمد در کنار خیابان مشغول نواختن اند که سازهایشان را در یک دعوا از دست میدهند. در همین زمان آنها یک کیف پول پیدا میکنند که به آنها شانس خوردن یک غذای گرم را میدهد. ولی شخص دیگری نیز در کمین کیف پول است…