همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
نامزد تیفانی عروسی را به هم میزند و تیفانی دلشکسته میشود. رقیب او در محل کار نیز از این فرصت استفاده کرده و تمام مراسمهای لغو شده را برای عروسی خود میگیرد.
زوئی راس پس از اینکه پنج سال پیش نامزدش، تاد، او را در خانه رها کرد، از عشق و علاقه اش به عکاسی عروسی دست کشید. وقتی دوست دوران کودکی اصرار می کند که عکاس عروسی آنها باشد، با اکراه می پذیرد و دوباره خودش را پیدا می کند...
مالک یک فروشگاه هدیه که با چالشهای مالی روبرو است، از سوی یک کارآفرین معروف ماموریت مییابد تا مراسمی رؤیایی برای خواستگاری نامزد ثروتمند او ترتیب دهد.
مدیسون اوهارا صاحب یک شرکت رویدادهای شلوغ است که در آن به عنوان یک آوازخوان برای مهمانی های کریسمس با بهترین دوستش کوپر اجرا می کند. رویای واقعی او این است که یک خواننده و ترانه سرا شود و مرد ایده آلش را پیدا کند، اما به نظر می رسد وقتی او از دوست موفقش لوک جدا می شود همه چیز از بین می رود....
یک هواشناس تلویزیونی که از اعتقاد به جادوی کریسمس امتناع می ورزد، شهر را برای یافتن میراث خانواده اش جستجو می کند، چون خواهرش فکر می کند این کار جادویی است. یک هم مدرسه دوران کودکی به او در این کار کمک می کند ...
داستان فیلم درباره باوریست که میگوید از سال 1940 تاکنون موجودات فضایی که آن ها را خاکستری مینامیم برای مطالعه سیاره زمین و مردمانش در اطراف این کره خاکی پرسه می زنند.
یک ستاره موسیقی کانتری همه چیز را پشت سر می گذارد تا به ریشه های خود بازگردد و عشق واقعی را پیدا کند. چیزی که انتظار آن را ندارد، پیدا کردن عشق حقیقی است...
کایلی وینترز، یک نوجوان مورد آزار قرار گرفته و از خود متنفر، قبول می کند تا در شب هالویین در عمارتی دور دست از یک بچه نگه داری کند. زمانی که یک پسر کوچک با ماسکی شبیه به خوک بر روی سرش، درب عمارت ظاهر می شود، شب کایلی تبدیل به یک بازی هولناک و خشن می شود و...
" اوون " که بیکار و ورشکسته است در حال گذران دوران بدی میباشد تا اینکه یک تاجر پولدار ژاپنی را از دست سارقان نجات می دهد و ورق برمیگردد . تاجر به اوون پیشنهاد کار میکند و او نمیداند که با پذیرفتن آن وارد دنیای تاریکی میشود .