همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
یک تماس رمزآلود در مورد سرقت جواهرات برنامهریزی شده، مَدی مور، اپراتور خط تلفن خبرچینی دیترویت فری پرس را به همراه یک کارآگاه تازه ارتقا یافته، به درون یک پرونده قتل خطرناک میکشاند.
وزلی، پسر خوانده مدی، آرزو دارد که کریسمس با برادرش کدی، که به خانواده دیگری به فرزندخواندگی گرفته شده است، ملاقات کند. اما پدر کدی، پل، که همسرش را از دست داده است، هنوز آماده صحبت در این مورد با پسرش نیست...
پس از مرگ شوهرش، کریستین تراسی که مدت ها فداکار بود دیگر باور نمی کند و در دومین کریسمس بدون شوهرش، به دنبال آسایش و الهام گرفتن از یک گروه حمایتی بازدید می کند...
جیک، یک نوجوان کانادایی آسیایی، پس از نقل مکان آلکس، یک نوجوان عاشق بسکتبال، از آن طرف خیابان، خود را در حال تلاش برای عضویت در تیم بسکتبال می بیند تا توجه او را جلب کند...
در ایام کریسمس، گروهی از دوستان صمیمی که از کودکی با هم بزرگ شده بودند، پس از ۱۰ سال به زادگاهشان بازمیگردند تا در مراسم بزرگداشت معلم دبیرستانی محبوبشان شرکت کنند.
لیلی، طراح داخلی، برای کمک به عمه مگی به شهر خود بازمیگردد و در آنجا با مارکوس، خلبان هواپیمای دریایی آشنا میشود. این آشنایی دیدگاه لیلی را نسبت به مفهوم "خانه" تغییر میدهد و به او میآموزد که خانه، همان جایی است که قلب انسان در آن آرام میگیرد.
پس از طرد شدن توسط دوستش ، یک خالق موفق اپلیکیشن دوستیابی ویز فناوری برای فصل تعطیلات به زادگاهش بازمی گردد و پدرش او را وادار می کند تا برای رویداد سالانه خواستگاری ناشناس کریسمس کوپید ثبت نام کند...
یک تهیه کننده تلویزیونی برای پنجمین سال برنامه ویژه کریسمس را تولید می کند، اما بعدا به او گفته می شود که آن را با پسر مجری برنامه تهیه کند. در ابتدا، او خیلی از این موضوع خوشحال نیست، اما - کریسمس دوستان و خانواده ها را دور هم جمع می کند...
کارا و بن به یک استراحتگاه برمی گردند و در آنجا عاشق یک سال قبل شدند. آنها دوست او مگان را دعوت می كنند ، به این امید كه او با دوست بن ، شان كه حالا پزشك توچال است ، دوباره بهم وصل شود. در طول سفر کارا یک جواهر فروشی را پیدا می کند ، و باعث می شود که او پیشنهادی را از بن پیدا کند ، اما سوء تفاهم ممکن است نقشه او را یخ بزند