همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
ایلانا با دوست یونانی اش مایک برای عروسی خانوادگی به سانتورینی سفر می کند. وقتی او با خواستگاری او را غافلگیر می کند، ایلانا در گردباد مادر بیش از حد حساسش گرفتار می شود...
این فیلم یک بازیگر سابق را دنبال می کند . او باید مسئولیت تولید سالانه دادگاه شب کریسمس در شهر را بر عهده بگیرد که در آن درباره نویسنده واقعی شعر "بازدید از سنت نیک" بحث می شود...
سارا یک کشاورز کشت آلی است که با مردی آشنا می شود که ادعا می کند متعلق به سال 1787 است، او به سرعت احساسات قدیمی را کشف می کند که می تواند به اندازه داستان او دیوانه کننده باشد...
در سال 2008، یک گروه تلویزیونی به شهری کوچک در داکوتای شمالی اعزام شدند تا داستان یک تیم هاکی دبیرستانی را که در راه رسیدن به فینال ایالت بودند، پوشش دهند. اما یکی یکی اعضای بازیگران و گروه ناپدید شدند...
جسیکا قبل از کریسمس بهم میخورد. او پنج کارت کریسمس میفرستد که بر بهترین دوستش، برادرش، خالهاش، یک ستاره پاپ، و معلم سابق موسیقی/ویولنسلش تأثیر میگذارد و با پسر مجرد و عکاس او ملاقات میکند.
گروهی از نوجوانان در کلرادو دقیقا یک سال پس از پنهان کردن مرگ تصادفی یک دوست، متوجه می شوند که یکی یکی توسط یک شخصیت مرموز با یک قلاب تحت تعقیب قرار گرفته و کشته می شوند...
وکاس و ناثان اسکات، دو برادر ناتنی، در شهر کوچک و پرهیاهوی تری هیل، کارولینای شمالی، زندگی میکنند. آنها در زمین بسکتبال و در میان دوستانشان با هم رقابت میکنند و گاهی اوقات با هم اختلاف نظر دارند.
دو برادر خون آشام به نام های «استفان» و «دیمن»، که دارای زندگی جاودانه هستند، قرن هاست که میلشان برای نوشیدن خون انسان را مخفی کرده و میان مردم زندگی می کنند. آن ها قبل از اینکه اطرافیان متوجه عدم تغییر سن آن ها شوند، از شهری به شهر دیگر نقل مکان میکنند. اکنون آن دو به شهر ویرجینیا بازگشته اند، همان جایی که به خون آشام تبدیل شدند. استفان پسر شریفی است و خون انسان را به خود ممنوع کرده تا مجبور نباشد کسی را بکشد، اما همواره سعی می کند مراقب اعمال برادر شرورش، دیمن باشد. بعد از آمدن به ویرجینیا، طولی نمی کشد که استفان عاشق یک دختر مدرسه ای بنام «الینا» میشود...