همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Hideo Murota
نام اصلی : Hideo Murota
پیشه : بازیگر مرد
تولد : October 7, 1937 در Hokkaido, Japan
مرگ : June 15, 2002 (age 64) در Shinjuku, Tokyo, Japan
خانواده ای در هنگ کنگ چندین جایزه تعطیلات را به طور همزمان برنده می شوند. ما پسر بزرگتر را در سفرش به ژاپن دنبال میکنیم، جایی که او با یک راهنمای تور ژاپنی و یک دزد عجیب و غریب آشنا میشود. آنها او را به هنگ کنگ همراهی می کنند، اما متوجه می شوند که ...
توموکاوا مردی سرسخت است که تبدیل به پلیس بی حوصله شده است و بیشتر وقت خود را صرف نشستن زنان خانه دار تنها و مراقبت از نوجوان عقب مانده سوکماسا می کند...
یک یاکوزا که خشم رامناپذیری دارد و به اقتدار احترام نمیگذارد، خود را رهبری بقایای گروهی را که زمانی به آن تعلق داشت، میبیند تا بتواند منطقهای از خود را حفظ کند...
رئیس موقت هیروتانی از باند اوهارا از دوستی خود با پلیس فاسد کونو برای غصب یک معامله زمینی که گروه رقیب یاکوزا کاواده از طریق سیاستمداران محلی ترتیب داده بود، استفاده می کند. جنگ علنی بین این دو باند درگرفت.
یک باند یاکوزا توسط یک باند بزرگ از توکیو از یوکوهاما بیرون رانده می شود. آنها به اوکیناوا نقل مکان می کنند تا با خشونت هرچه تمام تر، همه چیز را مجددا از سر گیرند...
یوکوهاما یاکوزا که از زندان بیرون آمده و به یک زندگی آرام دارد ، مجبور است پس از مرگ رئیس خود ، گروه باند خود را رهبری کند. گروه کوچک او در یک آتش سوزی بین یک یاکوزای بزرگ گرفته می شود ...
وقتی زنی که قادر به خواندن افکار دیگران است، برای کمک به بازماندگان زلزله کوبه در سال 1995 می آید، با دختری مبتلا به اختلال چند شخصیتی مواجه می شود که شخصیت خطرناک سیزدهم، ایزولا، باید متوقف شود....
جیرو، مردی اهل توکیو که خدمات جایگزین ارائه میدهد. زنی که ادعا میکند اهل فوکوئوکا است، میخواهد در توکیو دیده شود. این زن آن کسی نیست که میگوید. او از دست دوست پسرش فرار میکند و جیرو در این وضعیت گرفتار میشود.
در قرن شانزدهم ژاپن، دو سامورایی در سراسر حومه شهر درگیر نبردهای عظیمی شدند. یکی تلاش برای فتح و دیگری تلاش برای دفاع از سرزمین خود در حالی که عشق خود را به یک زن پس از گرفتن نذر تجرد سرکوب می کند...
مرد جوانی در روز ازدواج عروس خود را می کشد و دیوانه می شود. او در پناهگاهی بدون حافظه از خواب بیدار می شود و در دست دو پزشک مرموز باقی مانده است که وضعیت او را با هویت بیولوژیکی خود مرتبط می دانند...
اگر فرار مالیاتی یک هنر باشد، هیدکی گوندو، دلال، رامبراند است. و بنابراین، یک زن مالیاتگیر مصمم، ماموریت دشوار تلاش برای دستگیری او را بر عهده میگیرد.