همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
بهار، پس از گذراندن دورههای آموزشی متنوع برای تحقق آرمانها و رؤیای راهاندازی کسبوکار شخصی، با کادیر، مردی متأهل و پدری دختردار، آشنا میشود. کادیر با بهرهگیری از مهارت بالای خود در متقاعد کردن دیگران و درگیر بودن با اختلال شخصیت ضد اجتماعی، بهار را به زندگی مشترک با خود ترغیب میکند.
چنک، فارغالتحصیل جدیدی از دبیرستان است و یک بازیکن ویدیویی بسیار ماهر است. او به صورت پارهوقت در یک مکان بازی به مادر تنها و خواهرش کمک میکند. همچنین بازی معروف 'لیگ افسانهها' را به عنوان یک بازیگر ارتقا (بازیکن برای دیگر افراد) بازی میکند تا کمی پول اضافه کند.
چنک، فارغالتحصیل جدیدی از دبیرستان است و یک بازیکن بازی ویدیویی بسیار ماهر است. او به صورت پارهوقت به مادر تنها و خواهرش کمک میکند. او همچنین بازی ویدئویی معروف "لیگ افسانه ها" را به عنوان تقویت کننده (بازیکن برای افراد دیگر) بازی می کند تا مقداری پول اضافی به دست آورد...
دوستان چهل ساله؛ کورکماز و اسکندر. پسر اسکندر بر اثر تصادف جان خود را از دست می دهد. متهم پسر کورکماز متین است که 22 سال پیش از دست داده و سال ها به دنبال او بوده است. اکنون دو دوست روبروی هم قرار گرفته اند. یکی برای اینکه پسرش مرده و دیگری برای اینکه پسرش نمرده...
به سرنوشتت لبخند بزن داستان زندگی دو دختر جوان که در پرورشگاه بزرگ شدن رو نقل میکنه. ادا و یارن که در یک پرورشگاه در بورسا بزرگ شدن، همدیگه رو خواهر هم دونستن. یارن دوست داره کنکور بده و از پزشکی قبول بشه ولی ادا حتی دبیرستان رو هم نیمه تموم رها کرد. این دو دختر جوون که 18 ساله شدن و به سن قانونی رسیدن، میخوان برای خودشون یه زندگی بسازن. ادا و یارن یه روز به یه پارتی خونگی میرن و اون پارتی زندگی جفتشونو بشکل غم باری تغییر میده…