همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
یک زن جوان پس از به ارث بردن خانه قدیمی زمستانی پدربزرگ مرحومش، یک هفته قبل از کریسمس، متوجه میشود که پدربزرگش ممکن است یک بلیط بختآزمایی برنده را در جایی از خانه پنهان کرده باشد.
فرنکی، مادری جوان که دچار اختلال درک زمان است، برای درک گذر زمان با چالشهای زیادی روبرو میشود. او با استفاده از نوارهای کاست برای جهتیابی در زندگی، شغل پرخطری را از یک زن مرموز میپذیرد تا بتواند از خانوادهاش حمایت کند، بیخبر از پیامدهای شومی که در پیش رو دارد.
یک مشاور جوان که برای خرید یک کارخانه کوچک آبجو به آنجا رفته، عاشق صاحب کارخانه و جامعه اطراف آن میشود و تصمیم میگیرد که به جای خرید، برای حفظ کارخانه تلاش کند.
پدری مضطرب به نام لئون، پسر خود را برای کمپینگ به منطقه آپالاچی میبرد. اما در آنجا، یک فرقه محلی دیو جلاد را احضار میکند و پسر لئون ناپدید میشود. لئون در میان مرگ و میرها که هر روز بیشتر میشود، باید با اعضای فرقه و هیولا روبرو شود تا پسرش را پیدا کند.
پس از یک تصادف مرموز در یک کمپ تحقیقاتی در جزیره گرن مانان، یک مدیر عامل تیمی از مزدوران یقه آبی را استخدام می کند تا دخترش را که دانشمندی است که در کمپ کار می کند، بیرون بکشند. به محض ورود، تیم به زودی متوجه می شود که نه تنها جزیره توسط یک کرم چاله احاطه شده است که هر سه روز یک بار باعث بازنشانی زمان می شود، بلکه با هیولاهای وحشتناکی سروکار دارند ...
دو خواهر و برادر از هم جدا شده به مزرعه پدر دانشمندشان که اخیراً فوت کرده است میروند تا کار ناتمام او را بفهمند. آنها به زودی موجودی شیطانی را کشف میکنند که میلیونها سال در زمان و فضا دفن شده بود، آزاد شده و شروع به ایجاد آشوب کرده است.
پس از یک سرقت ناموفق، به یک باند از جنایتکاران دستور داده می شود تا مردی را که به آنها خیانت کرده و با غارت آنها فرار کرده است، ردیابی و از بین ببرند...