همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Ken Sansom
نام اصلی : Ken Sansom
پیشه : بازیگر مرد,موسیقی متن
تولد : April 2, 1927 در Salt Lake City, Utah, USA
مرگ : October 8, 2012 (age 85) در Holladay, Utah, USA
در این داستان انیمیشنی، لامپی با رو، کوچکترین کرهی خاکی، برای ماجراجویی هالووینی در صد هکتار جنگل، همکاری میکند. این داستان درباره دوستی، شجاعت و همکاری است...
صدای خش خش پای لومپی از میان درختان جنگل می آید. پوه، ببری و پیگلت ترسیده اند و به خانه ی خرگوش پناه می برند تا از وی راهنمایی بجویند. روو نیز به آن ها می پیوندد و همه موافقت می کنند که ...
وقتی "پیگلت" ناپدید می شود، دوستان او با استفاده از دفترچه خاطرات او تلاش می کنند دوستشان را پیدا کنند. در میان راه آنها متوجه می شوند این خوک (پیگلت) چه نقشی در زندگی آنها داشته...
در شب کریسمس، وینی پو در تنظیم درخت کریسمس خود با مشکل مواجه است. پو لیز می خورد و می افتد و قفسه ای را می شکند که هدیه ای را که برای پیگلت ساخته بود ...
یک روز که تایگر (ببر) از یافتن همبازی ناامید شده است به این فکر می افتد که هم نوعان و اعضای خانواده اش را پیدا کند تا با آنها بتواند براحتی بازی مورد علاقه اش یعنی بالا پریدن بپردازد. او پس از صحبت با جغد که شجره نامه اش را به او نشان می دهد گمان می کند که اعضای خانواده اش، روی درخت بزرگی در جنگل زندگی می کنند و به جستجوی این درخت می پردازد تا اینکه...
"وینی پوه" و "کریستوفر روبین" دوستان صمیمی هستند که آرزو می کنند تا همیشه باهم باشند. در صورتی که کریستوفر روبین باید به مدرسه برود. وی با گفتن این مساله به پوه مشکل دارد و ...
بر روی زمین معادن زیرزمینی وجود دارد، گروهی از کارگران انسانی که همانند بردگان با آن ها برخورد می شود تحت فرمانروایی شیطانی زایگون تا زمانیکه اُرین پدیدار می شود که با شمشیر ...
کلارا خود را در دنیایی جادویی می یابد که در آن اسباب بازی هایش زنده شده اند اما باید قبل از بازگشت به خانه با موش های شیطانی که پادشاهی را تهدید می کنند مبارزه کند...
یک پسر عبری از طرف پدرش مأمور فروش الاغ کوچک و قدیمی شان به نام "کوچولو" می شود و الاغ را به بازار می برد. او که در آنجا خریداری پیدا نمی کند، با مرد مهربانی به نام جوزف روبرو می شود که...