همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Barton MacLane
نام اصلی : Barton MacLane
پیشه : بازیگر مرد,نویسنده,موسیقی متن
تولد : December 25, 1902 در Columbia, South Carolina, USA
مرگ : January 1, 1969 (age 66) در Santa Monica, California, USA
بن جونز و هاودی لوییس ، کابوی هایی هستند که زمانشان را صرف رام کردن اسب ها می کنند . آن ها یک اسب رام نشدنی ، به نام اولد فولر را معامله می کنند ، اما بعد از مدتی مشتریشان اولد فولر را پس می آورد . آن ها می دانند که اولد فولر رام شدنی نیست ؛ به همین دلیل او را وارد نمایش سوارکاری رودیو می کنند تا بتوانند پولی از او به جیب بزنند ...
خلافكارى به نام » ديو كانوى « ( فورد ) هر روز يك سيب از » آنى « ( ديويس )، پيرزن فروشنده ى دورگرد و دائم الخمر مى خرد، چون تصور مى كند كه با اين كار خودش را از گزند مافيا در امان نگه مى دارد. تا اين كه دختر » آنى « ( آن مارگرت )، با اين تصور كه مادرش خانمى ثروتمند است، مى خواهد به ديدنش بيايد. حالا » ديو « و عده ى بسيارى دست به دست هم مى دهند تا از » آنى « يك » خانم « بسازند.
شعبدهبازی نه چندان مشهور به نام گیلبرت وولی برای اجرای برنامه به میان سربازان در اقیانوس آرام فرستاده میشود و در ژاپن با پسربچهای یتیم پیوندی عاطفی برقرار میکند.
در دهه 1950 در آریزونا، دختر سفید پوست آماندا لارنس با مهندس معدن نیمه آپاچی جاناتان دارتلند ازدواج می کند که رویای یافتن طلا در یک معدن قدیمی متروکه آپاچی را در سر می پروراند...
پس از حمله خشونتآمیز به ستوان ادوارد گارنت، همکار افسرش، سروان کرن شفر از سوارهنظام، در دادگاه نظامی محاکمه میشود. بعدها، او دوباره به ارتش و هنگ کاستر در فورت لینکلن داکوتا میپیوندد و گروهبان میشود، جایی که با دشمن قدیمی خود روبرو میشود.
در بحبوحه جنگهاى داخلى امريكا .« مايك مكوم » ( فلين ) را ، به رغم شجاعتهايش ، از ارتش شمالى ها بيرون مىاندازند و او هم آرام آرام به كارهاى خلاف روى مىآورد . تا اين كه به نوادا مىرود و پس از راه انداختن قمارخانهاى بزرگ با مردى به نام « استنلى مور » ( بنت ) در معدن نقره ى او شريك مى شود .
سرگرد "چیک" دیویس متقاعد شده است که بمباران سطح بالا در جنگ بعدی پیروز خواهد شد. او قدرت ها را متقاعد می کند که یک مدرسه بمب افکن راه اندازی کنند. او به طور مؤثری شروع به آموزش اولین نسل از بمب افکن های سطح بالا نیروی هوایی ارتش آمریکا می کند...