همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
مادر فیروز به خواب همه دوستان، آشنایان و کارمندان او می رود و از همین طریق هشدار می دهد که فقط بیست و چهار ساعت بیشتر فرصت ندارد تا رضایت ناز گل مشرقی دختر خدمتکارش را بدست آورد و در غیر این صورت خواهد مرد. فیروز ناز گل را پیدا می کند اما راضی کردن او کار دشواری است…
هستی که همسرش فوت کرده و یک دختر کوچک دارد با مردی متمول به نام ناصر ازدواج می کند. ناصر مرد بدبینی است و همیشه به هستی شک دارد و او را مورد ضرب و شتم قرار می دهد …
فرزانه مشرقی ستاره مشهور سینماست که قرار است نقش یک زن معتاد و توزیع کننده مواد مخدر را در فیلمی بازی کند. او با لباس معتادان در پارکی واقع در جنوب شهر مستقر می شود. یک زن جوان جنوب شهری در پارک به مشرقی نزدیک می شود و وی به گمان اینکه او نیز هنرپیشه است به دنبالش رفته و از گروه فیلمبرداری جدا می شود. مشرقی در خانه زن جوان درگیر حقایقی تلخ می شود که…
یک دختر سالم با یک بیمار روانی ثروتمند که همدیگر را در حین رانندگی در پل پارک وی ملاقات کرده بودند، ازدواج میکند. پل پارک وی تهران برای کوهیار هدایت صرفاً بخشی از یک بزرگراه نیست، پلی است به سوی رها روانبخش، پلی که کوهیار فکر می کند با حرکت خلاف جهت روی آن به قصه عشق می رسد، اما نمی داند که سرانجام این قصه لالایی نیست…