همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
اورهون دورا، که توسط دوست دوران کودکیاش خیانت و از گروه قهرمانان طرد شده است، به عنوان "کسی که در همه چیز مهارت دارد اما در هیچچیز استاد نیست" توسط رفقای سابقش شناخته میشود. او به تنهایی به دنبال ساختن یک مسیر جدید به عنوان یک ماجراجوی تنها میرود. سفر او منجر به نبردهای انفجاری، رقبای مرگبار و متحدان غیرمنتظره میشود و او مصمم است که هر انتظاری را بشکند. بزرگترین بازگشت انفرادی آغاز میشود!
الک، جادوگر درباری که تنها به جادوی پشتیبانی مسلط است، پس از اخراج از گروه سلطنتی، تصمیم میگیرد قدرت واقعی خود را کشف کند. این انیمه فانتزی با محوریت رشد فردی، بازتعریف قدرت و وفاداری، داستانی انگیزشی و پر از ماجراجویی ارائه میدهد.
جزیره سیران (Seiran Island)، یه بهشت گرمسیری که آدما توش با یه قانون عجیب و غریب آزادن هر کاری دلشون میخواد بکنن. ولی حتی تو این بهشت، یه عده تو سایهها دارن کار میکنن تا این سیستم رو خراب کنن... این آدمای جورواجور با هم متحد شدن و یه گروه مخفی به اسم ان.ال.ان.اس (NLNS) درست کردن. من، جونوسوکه تاچیبانا (Junnosuke Tachibana)، که سردسته و بنیانگذار این گروهم، تا وقتی این قانون دیوونهکننده رو کامل نابود نکنم، دستبردار نیستم! حتی یه حامی پیدا کردم، یه پیرمرد پولدار که اسمش معلوم نیست... این بابا یه پایگاه مخفی و کلی پول بهمون داده. در ازاش، ازمون خواسته یه نفر رو پیدا کنیم و «به هر قیمتی ازش محافظت کنیم». انگار این آدم کلید موفقیت ماموریتمونه...؟ حالا فقط یه کار میمونه: پیدا کردن این دختر مرموز. اونم در حالی که باید از دست مامورای شو (SHO) قایمکی عمل کنیم...
در زمانهای قدیم، آن هنگام که انسانها و اهریمنان در کنار هم همزیستی نامسالمت آمیزی داشتند، پادشاهی از اهریمنان شاهدختی انسان را به گروگان گرفت و در قلعه خود حبس کرد. بِرِفت، موالیان شاهدخت در اندوه غیابش سینه زنی میکردند... تا قهرمانی برخیزد و شاهدخت را نجات دهد! اما تا ظهور این سلحشور در زره درخشانش، یک شاهدخت اسیر چه میتواند بکند؟ نگهبانان خرسکی با بال های خفاشی بسی ناز هستند، ولی خب، این اسارت کسل کننده است! چنین بود که وی تصمیم گرفت ساعات طولانی اسارت را در خواب بگذراند، اگر بتواند اندکی آرامش بیابد، و یا از بیخوابی بگریزد!