همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Steven Geray
نام اصلی : Steven Geray
پیشه : بازیگر مرد
تولد : November 10, 1904 در Ungvár, Austria-Hungary [now Uzhhorod, Ukraine]
مرگ : December 26, 1973 (age 69) در Los Angeles, California, USA
مسافرانی که در کشتی بزرگی از سمت مکزیک به اروپا سفر می کنند،در دهه سی نماینده جامعه آن دوران هستند.خدمه آلمانی بوده و پزشک کشتی عاشق یکی از مسافران می شود و...
در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم گروهی از پیاده نظامان گارد ملی مامور می شوند در منطقه ای استراتژیک یک پست توپخانه ای آماده کنند. وقتی فرمانده عملیات ستوان “کاستا” و گروهش را به میدان مبارزه می فرستند و از ارسال نیروی کمکی سرباز می زند “کاستا” تصمیم به انتقام می گیرد ...
یک بازرس پلیس در مونترال کانادا، توطئهای برای ربودن یک فیزیکدان هستهای را کشف میکند. در این توطئه، گانگسترهای آمریکایی، جاسوسان خارجی و یک زن فریبنده بلوند نقش دارند...
"جری مورگان" عروسک گردان بار دیگر در یک رابطه عاشقانه شکست می خورد. دلیل آن هم این است که درست وقتی رابطه او به نقطه حساس خود می رسد، عروسکش "کلارنس" بدجنس شده و حسادت می کند...
ویکتوریا کوولسکا ، بازمانده اردوگاه کار اجباری هنگامی که هویت یک دوست مرده را به دست می آورد تا بتواند به آمریکا راه یابد ، خود را درگیر رمز و راز ، طمع و قتل می کند...
یک نمایش نامه نویس درون گرا مظنون به قتل است، تا اینکه زنی که در همسایگی او زندگی می کند، برای بی گناهی او شهادت می دهد. اما مدتی بعد این زن هم به او مشکوک می شود...
در ال پاسو، «کلی فلچر»، وکیل و سروان سابق کنفدراسیون، گروهی برای اجرای قانون تشکیل میدهد. جایی که قاضی مست است، کلانتر فاسد است و شهر توسط یک زمیندار متقلب اداره میشود...
ستاره سابق مضحک "می" (ادل جرجنز) و دخترش "پگی" (مرلین مونورو) مشغول رقص در گروه کر هستند. وقتی "می" با رقاص برجسته "بابلز" جر و بجث می کند،"بابلز" برنامه را ترک کرده و "پگی" جانشین او می شود. وقتی "پگی" عاشق "رندی" ثروتمند می شود، مادرش تصور می کند اختلاف طبقاتی آنها منتهی به فاجعه خواهد شد...
برازوس کین، تفنگباز، در مزرعهای مشغول به کار میشود، اما به ناحق متهم به کشتن باب تایرل همکار گاودارش میشود و باید با پیدا کردن قاتل واقعی، خود را پاک کند.
دکتر روانشناس جوانى به نام « ادواردز » ، رئیس تازهى یک آسایشگاه بیماران روانى ، جانشین « دکتر مرچیسن » ، مىشود . « دکتر کنستانس پیترسن »که دل به « دکتر ادواردز » باخته به رفتارهاى عجیب و غیر عادى او مشکوک مىشود ، و خیلى زود پى مىبرد که او « دکتر ادواردز » واقعى نیست