همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Diana Rigg
نام اصلی : Diana Rigg
پیشه : موسیقی متن,بازیگر زن,بخش صحنه و لباس
تولد : July 20, 1938 در Doncaster, Yorkshire, England, UK
جوایز : 1 مرتبه نامزدی جایزه .گلدن گلاب. همچنین 11 جایزه و نامزد دریافت 14 جایزه دیگر.
الوئیز، زن جوانی با علاقه به طراحی مد، به طرز مرموزی خود را در زمان و مکان متفاوتی، یعنی سال ۱۹۶۶ در لندن و در بدن خواننده ای به نام سندی، میبیند. او در بدن سندی، وارد یک رابطه عاشقانه میشود. اما با گذر زمان متوجه میشود که زرق و برق دهه ۶۰ لندن آنطور که به نظر میرسد نیست…
داستان عشق واقعی و الهام بخش رابین و دیانا کاوندیش، آنها زن و شوهری پرماجرا هستند که در مقابل یک بیماری لاعلاج تسلیم نمیشوند. این اثر نخستین فیلم به کارگردانی اندی سرکیس میباشد.
هایدی مجبور است با پدربزرگش در کوه های آلپ سوئیس زندگی کند، زیرا عمه او دیگر نمی تواند او را تامین کند. رابطه آنها به اشتباه شروع می شود اما در نهایت به هم نزدیک تر می شوند...
“ادوارد لاینهارت” به عنوان بزرگترین بازیگر نمایشهای شکسپیر حال حاضر شناخته می شود. به تشویق دخترش “ادوینا” او تصمیم می گیرد همه منتقدانی که بازی او را مورد تمسخر قرار داده و جایزه بهترین بازیگر را به او ندادهاند را به قتل برساند…
"هربرت باک" رئیس یکی از بخشهای یک بیمارستان بزرگ است. همسرش او را ترک کرده و هر دو فرزندش او را طرد کرده اند. وقتی بیماران از درمان اشتباهی که بیمارستان به آنها می دهد می میرند او به فکر خودکشی می افتد، اما...
«جیمز باند» (لازنبی) در پی سازمان بین المللی جنایی اسپکتر به سواحل پرتغال می رود و در آ نجا مانع خودکشی دختری به نام «تریسی» (ریگ) می شود.وقتی رئیسش، «ام» (لی) او را به لندن احضار می کند، مأموریتش در یافتن «بلوفلد» (ساوالاس)، سر دسته ی اسپکتر، نیمه کاره می ماند و …
"اداره ترور" برای دهه ها وجود داشته تا اینکه ""دایانا ریگ" شروع به تحقیق در این مورد می کند. معیارهای اخلاقی سازمان که تنها اشخاصی را که لایق مردن هستند می کشد توسط او زیر سوال می رود و...
این فیلم اقتباسی از رمان "رومر گودن" در سال هزار و نهصد و سی و نه است. در مورد گروهی از راهبه ها که در محیط وحشیانه یک کاخ قدیمی دور افتاده هیمالیا با چالش هایی روبرو هستند که آرزو دارند یک صومعه درست کنند.