همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
ژانگ شیائوفان، پسر بچه ای مهربان و روستایی است که پس از قتل عام روستایش از جمله پدر و مادرش به دنیایی هرج و مرج پرتاب می شود. او سپس شاگرد فرقه Qingyun می شود و هنرهای رزمی را از سه استاد یاد می گیرد در حالی که در همان زمان با دو دختر زیبا به نام های "لو شو" و "بی یائو" آشنا می شود …
فان شیان، جوانی با خاطراتی از آینده، در دل امپراتوری باستانی جنوب چین متولد میشود. او که به عنوان فرزند نامشروع وزیر دارایی شناخته میشود، در روستایی دورافتاده و تحت مراقبت مادربزرگش بزرگ شده است. مادرش، زن دانشمندی برجسته و بنیانگذار سازمان اطلاعات کشور بود که به طرز مرموزی به قتل رسید. فان شیان از کودکی زیر نظر یک استاد نابینای هنرهای رزمی پرورش یافت و با بهرهگیری از دانش پیشرفتهای که از آینده به همراه داشت، به تسلط بر هنرهای رزمی و دانش سم رسید. پس از یک تلاش ناکام برای ترور او، فان شیان تصمیم میگیرد به پایتخت برود تا راز مرگ مادرش را کشف کند و دلیل این همه دشمنی را دریابد. او همچنین به دنبال یافتن پاسخ این پرسش است که چرا خاطراتی از آینده دارد.
چهارده سال پیش، عقبنشینیای در میدان نبرد که توسط پدربزرگ شیائوکیائو (Xiaoqiao) طراحی شده بود، به مرگ بزرگان خاندان وی انجامید و دشمنی عمیقی میان دو خاندان شکل گرفت. اکنون وی شائو (Wei Shao)، تنها بازمانده خاندان وی، به سوی یانژو حرکت میکند، ظاهراً برای انتقام، اما در حقیقت برای احیای کانال حیاتی یونگنینگ. شیائوکیائو که نیت واقعی او را درک میکند، با ازدواجی استراتژیک موافقت میکند تا از شدت بحران بکاهد. در ابتدا رابطهشان پرتنش است، اما با گذر از دشواریهای مشترک، به هم نزدیکتر میشوند. با کمرنگ شدن کینههای گذشته، عشق میان آنها جوانه میزند. آنها با همکاری، سختیها را پشت سر میگذارند و برای صلح مبارزه میکنند تا سرانجام به شریکهای ابدی یکدیگر تبدیل شوند.