همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Detlev Buck
نام اصلی : Detlev Buck
پیشه : کارگردان,بازیگر مرد,نویسنده
تولد : December 1, 1962 در Bad Segeberg, Schleswig-Holstein, Germany
جوایز : برنده 13 جایزه و نامزد دریافت 10 جایزه دیگر.
برلین شرقی، اوایل دهه 1980: لوجر توسط استاسی استخدام میشود تا از صحنه هنرهای مخالف در پرنزلاوئر برگ جاسوسی کند. اما وقتی عاشق ناتالی مرموز می شود، باید بین زندگی به عنوان یک شاعر مشهور زیرزمینی و حرفه اش به عنوان یک مامور استاسی یکی را انتخاب کند...
اقتباس سینمایی از رمان پرفروش توماس مان: فلیکس کرول پس از ورشکستگی شرکت پدرش از سقوط اجتماعی می ترسد. با این حال، به لطف جذابیت قانع کننده و استعداد بزرگش در تقلب، فلیکس همیشه زندگی را به نفع خود می کشاند ..
روکا 11 ساله ، دختری باهوش ، خلاق و شجاع که به تنهایی در مخالفت با معلمان خود زندگی می کند و مقامات باید برای حفظ استقلال خود بجنگند و به همه ثابت کنند که یک کودک نیز قدرتِ تغییر جهان را دارد...
وقتی سارقان به قلعه فرانکنشتاین حمله میکنند، دوستان نوجوان بیبی و تینا به دنبال دزدان میگردند و یک برنامه برای نجات مزرعهی همسایگان راه میاندازند...
میکا برای گذراندن تابستان به مزرعه اسب مادربزرگ سختگیرش فرستاده می شود. او ابتدا مردد است، اما هنگامی که با اسب نر وحشی Ostwind آشنا می شود، میکا به قدرت شگفت انگیز زمزمه اسب خود پی می برد...
داستان عشق غیرمنتظره و نامشخص سریکئو ، یک دختر 21 ساله بار در پنوم پن، و بن، یک دانشجوی جوان آلمانی که برای یک سفر تابستانی پس از فارغ التحصیلی به کامبوج سفر می کند...
در اکتبر 1989، بخشی از محلهی کرویتسبرگ در برلین غربی به نام SO 36، به مدت 28 سال به دلیل دیوار برلین از بقیهی شهر جدا شده بود. دانشجویان، هنرمندان، بوهمیان و مشتریان دائمی بارها، در میان ساختمانهای فرسوده رونق گرفته بود...
میکا، پسر جوانی که از آزار و اذیت پدرش رنج میبرد، برای تخلیه خشم خود به گروهی از قلدرها در مدرسه میپیوندد. او با آنها به آزار و اذیت دیگران، حتی برادر خودش، مشغول میشود و این کار را نوعی سرگرمی میداند.
آتریس به عنوان یک فروشنده مواد مخدر برای ال کیتار رئیس گانگسترهای برلین کار می کند. یک شب او به صورت اتفاقی با دوست دوران کودکی اش فرانک ملاقات میکند، که ظاهر پر زرق و برق دارد و به نظر می رسد که پولدار شده اما...