همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Virginia Mayo
نام اصلی : Virginia Mayo
پیشه : موسیقی متن,بازیگر زن
تولد : November 30, 1920 در St. Louis, Missouri, USA
مرگ : January 17, 2005 (age 84) در Thousand Oaks, California, USA
از زمان جنگ داخلی ، یک افسر سابق یانکی به یک قطار واگن متفقین سابق کمک می کند تا در یک دره مرفه مستقر شوند که درگیر خصومت های گله احشام و زمین خواری است...
به یک صنعتگر یونانی سفارش می شود جام مسیح را در نقره قالب گیری کند.او برای انجام این کار به اورشلیم و در نهایت به رم سفر می کند.در همین حین شخصی متقلب تلاش می کند مردم را متقاعد کند که مسیح جدید است...
پادشاه ریچارد شیردل (جورج سندرز) در حالی که جنگ صلیبی سوم را رهبری می کند، در اردوگاه خود و رهبر کاریزماتیک آنها امیر هدریم سلطان صلاح الدین (سر رکس هریسون) با خیانت کاران می جنگد...
« آرتور کودى جارت » ( کاگنى ) ، آدمکش روان پریش و سر دستهى گروهى از تبهکاران ، به زندان افتاده است . کارآگاهى ( اوبراین ) با ظاهر مبدل در زندان هم سلول او مىشود تا اطلاعاتى دربارهى گروه « جارت » به دست آورد …
"وس مک کوئین" از زندان می گریزد تا آخرین کار خود را به اجرا بگذارد.او علاقه ای به همدستان جدید خود جز دختری به نام "کلرادو" ندارد.شاید برای او وقت فرار کردن و کنار کشیدن از این کار رسیده اما برای زنده یا مرده او جایزه تعیین شده و...
پس از اینکه دوست پسر "هالی مول" که جاسوس گنگسترها است از طرف پلیس تحت پیگرد قرار می گیرد او خود را مخفی می کند.چه جایی بهتر از یک انستیتوی موسقی که کارکنان آن همگی انسانهای تنهایی هستند؟!...
« والتر میتى » ( کى ) ، مردى ساده و معمولى ، مرتب در رؤیاهاى روزانه و شبانهاش خود را در حیطه اى قهرمان مىبیند . تا این که روزى دختر رؤیاهایش ( مایو ) را در واقعیت ملاقات مىکند و مىفهمد که او در چنگال مردمانى خبیث گرفتار آمده است .
سه سرباز وظيفه ى امريكايى به نامهاى « آل » ( مارچ ) ، « فرد » ( اندروز ) و « هومر » ( راسل ) ، پس از پايان جنگ جهانى دوم به شهر زادگاهشان باز میگردند تا زندگى جديدى را آغاز كنند...
یک زن جوان در خانه ی یک مرد جوان بی گناه، بی هوش می شود. این اتفاق باعث می شود این مرد در دردسر بزرگی بیفتد. او فکر می کند که این زن مرده است و تصمیم می گیرد قبل از این که همسرش یا هر فرد دیگری از وجود او آگاه شود، از شر جسد او خلاص شود...