همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
یوکوهاما یاکوزا که از زندان بیرون آمده و به یک زندگی آرام دارد ، مجبور است پس از مرگ رئیس خود ، گروه باند خود را رهبری کند. گروه کوچک او در یک آتش سوزی بین یک یاکوزای بزرگ گرفته می شود ...
گیشایی به نام “میوهارو” می پذیرد تا به “ایکو” شانزده ساله که مادر مرحومش نیز یک گیشا بوده آموزش دهد.پس از یک سال آموزش آنها باید پیش از آغاز کار “ایکو” مقدار زیادی پول بدست آورند.”میوهارو” پول را از “اوکیمی” قرض گرفته و مشخص می شود او نیز از تاجری به نام “کوسودا” پول را بدست آورده …
پس از اینکه ارباب چهل و هفت سامورائی فریب خورده و مجبور می شود دست به آئین خودکشی بزند، آنها تصمیم می گیرند انتقام مرگ ارباب خود را گرفته و شرافت او را پس بگیرند...
یک جنگجو که از شهر به بیرون رانده شده بود بعد از چندین سال بازمیگرد و میبیند که شهر توسط دو گروه اوباش اشغال شده است. حال او تصمیم میگیرد این دو گروه را بر علیه هم بشوراند تا شهر را دوباره آزاد کند…
زمانی که صاحبه یک کلوپ شبانه ، دو شاهزاده کوچک را از جزیره اش می رباید ، یک پروانه غول پیکر(ماترا) برای انتقام شروع به ترور کردن مردمان ژاپن میکند و ...
موهی شمشیربازی سرگردان است. او به شهر اوزاکا می رسد ، جایی که قبیله تویوتومی او را می پذیرد و به شجاعت و مهارت های جنگ او اعتماد می کنند. هنگامی که قلعه اوزاکا توسط ارتش محاصره می شود ، مهارت های او به چالش کشیده می شود و...
ریوتا و مینیو کوماتسو برادران یاکوزا (گانگستر) هستند. مینیو، اگرچه در جنایت، حتی قتل شریک است، اما می خواهد از زندگی گانگستری خارج شود، به این امید که در عوض به یک خواننده موفق تبدیل شود. ریوتا برادرش را دوست دارد، اما فرار احتمالی مینیو مشکلاتی را برای باند ایجاد میکند و ریوتا متوجه میشود که اگر میخواهد زنده بماند، باید برادرش را بکشد...
زوجی با بلاتکلیفی روی پلی در آساکوسا ایستاده اند. تسوتائه و یوشیجی با سوار شدن به اتوبوس برای سوکیشیما و پیاده شدن در سوزاکی، اعتماد به نفس و اشتیاق خود را نسبت به آینده خود از دست داده اند. در سراسر پل، تابلوی بهشت سوزاکی را می بینند، منطقه ای با چراغ قرمز که زمانی تسوتائه به عنوان یک فاحشه کار می کرد...