همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Jean-François Stévenin
نام اصلی : Jean-François Stévenin
پیشه : کارگردان,بازیگر مرد,دستیار کارگردان
تولد : April 23, 1944 در Lons-le-Saunier, Jura, France
جوایز : برنده 2 جایزه و نامزد دریافت 1 جایزه دیگر.
گروهی از هنرمندان مشهور پاریسی، به نام "پادشاهان پاریس"، در یک بار قدیمی دور هم جمع شده بودند. روابط پیچیده و پر از تضاد این گروه، با ورود ناگهانی یک غریبه به هم میریزد.
مارگارت به اتهام ضرب و جرح مادرش، به محدودیت سه ماهه محکوم شده است. اما صد متر فاصله بین او و خانه، تنها بر افزایش خواست مارگارت برای نزدیک شدن به خانواده اش تأثیر گذاشته است...
یک روز صبح، یک پلیس که همه او را پینگ پنگ می نامند، شناسنامه پلیس خود را می سوزاند و ناپدید می شود. در طول یک شب و یک روز، همکارانش به دنبال او می گردند، با او ملاقات می کنند و او را در تولوز و حومه آن گم می کنند. اما هر ساعتی که می گذرد پینگ پنگ کمی به سرنوشت خودش نزدیک می شود...
داستان درباره یک جنگل بان می باشد که متوجه میشود یک زیردریایی ماه هاست با یک محموله بی ثبات زیر آب گرفتار شده است و خدمه آن که وحشت زده شده اند به دنبالی راهی برای خروج هستند و...
کارگران یک کارخانه خودروسازی در تلاش برای نجات شغلشان هستند. صاحبان کارخانه قصد دارند آن را به یک شرکت فرانسوی بفروشند که قصد دارد آن را به یک محل پرورش حلزون تبدیل کند. رهبر اتحادیه، جورج، ایدهای عجیب برای جلوگیری از این معامله دارد و ...
سایمون دوازده ساله که در یک رستوران کار میکند و با سرقت وسایل از استراحتگاه پول در میآورد، بیشتر آن را خرج خواهر بزرگترش، لوئیز میکند تا بتواند به قرار ملاقات برود...
مرد سیاه پوستی برای انجام ماموریتی وارد اسپانیا می شود و افراد مختلفی را ملاقات می کند و در هر ملاقات یک کبریت بین آنها رد و بدل می شود تا در نهایت ماموریتش را به انجام می رساند و …
پیرمردی با لباس مجلسی و دمپایی در حین تعطیلات توسط خانواده اش در منطقه ای از بزرگراه رها می شود. او بعداً خود را در بیمارستانی میبیند که در آن پرستاری به نام ژژن او را میشکا مینامد...
"کنت گونزاگه" نقشه ای علیه پسر عموی خود "دوک نورس" با اینکه او وارث همه ثروت اوست، طراحی می کند.کنت رازی در مورد وجود نوزاد نامشروع دوک که به تازگی متولد شده را نزد خود نگه میدارد، اما دوک از وجود کودک باخبر شده و برای ازدواج با مادر کودک عازم سفر می شود...
آریل برنر در سن 18 سالگی خانوادهاش و پاریس را ترک میکند، او مخفیانه به سازمان اطلاعاتی ملحق میشود. بعد از سالها تمرین، اولین ماموریتش است که از یک فرد فرانسوی به نام رمی پریور چیزی را بدزدد...