همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Dennis Franz
نام اصلی : Dennis Franz
پیشه : بازیگر مرد,نویسنده,تهیه کننده
تولد : October 28, 1944 در Chicago, Illinois, USA
جوایز : برنده 1 جایزه گلدن گلاب. همچنین 14 جایزه و نامزد دریافت 33 جایزه دیگر.
فرشته ای که مآمور هدایت ارواح مردگان پس از مرگ آنهاست (نیکلاس کیج)، به اقتضای وظیفه اش، با آدم*ها و زندگی آنها آشنا می*شود. زندگی آدم*ها روی زمین برای او موضوع جالبی بوده تا اینکه عاشق دختر پزشکی می*شود (مگ رایان) که به خاطر فوت بیمارش در حین عمل جراحی قلب، متآثر شده و روی پلکان بیمارستان محل کارش، گریه می*کند. علاقه به آن دختر و اشتیاق برای درک احساس او و آدم*های دیگر نسبت به زندگی و کشف علت علاقهء آنها به زندگی زمینی،
مسئول فیلمنامه یک استدیو با قبول نکردن فیلمنامه یک نویسنده با او به مشکل برمی خورد. آن نویسنده برای او کارتهای تهدید آمیز می فرستد. اما نویسنده از او به خاطر قبول نکردن فیلمنامه اش اخاذی می کند و ...
افسر افبیآی باب برانت مسئول عملیاتی برای دستگیری آدام سواپ و برادرش جاناتان، مظنونان به بمبگذاری در مرکز مورمون در یوتا است. برادران و خانوادههایشان در مزرعه خود با ذخایر و مهمات کافی برای مقاومت در برابر محاصره دولت پنهان شدهاند. آنها در باورها و اهداف خود متعهد هستند و مصمم هستند برای حقوق خود بایستند...
افسر پلیس «جان مکلین» (بروس ویلیس) برای استقبال همسرش به فرودگاه میرود، ولی در آنجا متوجه میشود که یک گروه تروریستی در پی اشغال فرودگاه و هواپیما ربایی هستند. او با آنها درگیر شده و سرانجام با کمک پلیس موفق به خنثی ساختن عملیات آنها میشود.
گروهبان جانی گالاگر مامور است تا زندانی “توماس بویت”، را به خاک ایالات متحده برگرداند. اما زندانی فرار میکند و گالاگر تمام زندگی اش را در خطر می اندازد تا وی را پیدا کند …
یک متهم سرسخت به همراه هم سلولی جوانش از زندانی در میانه زمستان فرار می کنند اما در قطاری که از کنترل خارج شده به همراه کارگر راه آهن گرفتار می شوند و...
زن جوانی که به تازگی از زندان آزاد می شود به شهر می رسد تا «زندگی جدیدی را شروع کند»، اما به زودی بدون هیچ دلیل مشخصی شروع به تعقیب یک کارگر ساختمانی متاهل می کند...