همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Torsten Lilliecrona
نام اصلی : Torsten Lilliecrona
پیشه : بازیگر مرد
تولد : January 4, 1921 در Jönköping, Jönköpings län, Sweden
مرگ : October 15, 1999 (age 78) در Höganäs, Skåne län, Sweden
تدی آنکر، جوان ثروتمند، در اوایل دهه ۱۹۲۰ پولش را روی تئاتر سرمایهگذاری میکند. هر کاری که انجام میدهد موفق میشود. او عاشق یک رقصنده به نام کارین میشود و تصمیم میگیرد نمایش جدیدی را با کارین به عنوان بازیگر زن اصلی روی صحنه ببرد، اما برای اولین بار یکی از نمایشهایش با شکست مالی روبهرو میشود.
پس از پانزده سال زندگی مشترک،"دیوید" و "ماریان" از هم جدا می شوند."دیوید" با یکی از بیماران خود رابطه مخفیانه برقرار کرده و "ماریان" درگیر معشوق سابق خود و بهترین دوست همسرش "کارل آدام" می شود و...
"هری لاند" نوجوان نوزده ساله با "مونیکا" هجده ساله،دختری بی پروا و سرکش آشنا شده و عاشق یکدگیر می شوند.آنها خانواده و کار خود را در شهر کوچک خود رها کرده و به وسیله قایق پدر "هری" به جزیره ای دور افتاده رفته و تابستان را در آنجا سپری می کنند...
"راشل"،"مارتا"،"کارن" و "آنت" با چهار برادر ازدواج کرده اند.در حالیکه منتظر همسران خود برای بازگشت به خانه هستند؛آنها داستان ازدواج خود را به یکدیگر می گویند.در حالیکه آنها داستان خود را به یکدیگر می گویند؛خواهر کوچک "مارتا" تصمیم به فرار به معشوق خود دارد...
"ماریا" بالرینی 28 ساله و تنها است که دفترچه خاطراتی از طریق پست دریافت می کند.او به جزیره ای در نزدیکی استکهلم می رود جائی که با اولین عشقش "هنریک" برخورد کرده است.30 سال پیش او که برای گذراندن تعطیلات تابستانی اش در حال سفر بود با او آشنا می شود و هر دو عاشق یکدیگر می شوند...
معلم ریاضی یک کارگردان با ایده یک فیلم نزد او می رود،"شیطان اعلام می کند که زمین همان جهنم است".او ایده معلم را رد می کند اما اتفاقاتی که در زندگی نویسنده ای که دوست اوست و زنی که عاشقش است به نظر می رسد ایده معلم را اثبات می کند و...
"بریت" زنی جوان با مشکلات بسیار است.او قصد خودکشی داشته و افسرده است.از آنجایی که برایش غیرممکن است با مادرش زندگی کند،بیشتر سالها را در موسسات مختلف می گذراند.اکنون او شغلی در یکی از کارخانجات با شرایطی بدست آورده که می تواند دوباره با مادر خود زندگی کند.اما رابطه آنها بسیار پرتنش است و...