همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
این فیلم گریس و آنتونی را دنبال می کند که با وجود اینکه برای تحصیل معماری با هم به کالج رفته اند، بسیار متفاوت هستند، اما بعد از اینکه هر دو برای کار در یک مکان استخدام می شوند و در نهایت کریسمس را با هم جشن می گیرند، اوضاع بین آنها تغییر می کند...
زنی ، زمانی که عاشق بود، ارتباط خود را با آرامش، عشق و هدیه دادن از دست می دهد. وقتی یک خانواده بی خانمان در خانه او ظاهر می شود، قلب او دوباره با معنای واقعی کریسمس آشنا می شود...
ورنون و ایمانی در یک باشگاه جاز با هم آشنا میشوند و به هم علاقه پیدا میکنند، اما موانع زندگی و توقعات، آنها را از هم جدا میکند. با این حال، ارتباط آنها در فضای مجازی و از طریق شخصیتهای آنلاینشان همچنان برقرار میماند.
بعد از اینکه دختر و دوست دوور کلر گم میشوند، پلیس وارد ماجرا شده اما او شخصا سعی در پیدا کردن او دارد. اما چقدر این پدر ناامید میتواند در حفاظت از خانواده اش موفق باشد؟
وقتی پدر و مادری که در مورد تربیت فرزندانشان به شدت وسواس دارند مجبور به انجام یک سفر کاری می شوند، آرتی و دیان قبول می کنند که از سه نوه شان مراقبت کنند. مشکل از آنجایی آغاز می شود که این سه کودک قرن بیست و یکمی نمی توانند با روشهای قدیمی تربیتی آرتی و دیان کنار بیایند...
وکاس و ناثان اسکات، دو برادر ناتنی، در شهر کوچک و پرهیاهوی تری هیل، کارولینای شمالی، زندگی میکنند. آنها در زمین بسکتبال و در میان دوستانشان با هم رقابت میکنند و گاهی اوقات با هم اختلاف نظر دارند.
دو برادر خون آشام به نام های «استفان» و «دیمن»، که دارای زندگی جاودانه هستند، قرن هاست که میلشان برای نوشیدن خون انسان را مخفی کرده و میان مردم زندگی می کنند. آن ها قبل از اینکه اطرافیان متوجه عدم تغییر سن آن ها شوند، از شهری به شهر دیگر نقل مکان میکنند. اکنون آن دو به شهر ویرجینیا بازگشته اند، همان جایی که به خون آشام تبدیل شدند. استفان پسر شریفی است و خون انسان را به خود ممنوع کرده تا مجبور نباشد کسی را بکشد، اما همواره سعی می کند مراقب اعمال برادر شرورش، دیمن باشد. بعد از آمدن به ویرجینیا، طولی نمی کشد که استفان عاشق یک دختر مدرسه ای بنام «الینا» میشود...