همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Margherita Buy
نام اصلی : Margherita Buy
پیشه : نویسنده,موسیقی متن,بازیگر زن
تولد : January 15, 1962 در Rome, Lazio, Italy
جوایز : برنده 42 جایزه و نامزد دریافت 20 جایزه دیگر.
شش نفر با اختلالات وسواسی-اجباری مختلف در اتاق انتظار یک روانشناس جمع میشوند. در ابتدا مضطرب و آشفته، با تعامل با یکدیگر متوجه میشوند که میتوانند به هم کمک کنند و شاید گردهمایی آنها تصادفی نبوده است...
یک بازیگر جوان و بااستعداد به نام ویتوریا، به دلیل یک اشتباه گذشته از بازی در نقش اصلی یک اپرای مهم محروم میشود. او برای رسیدن به هدفش، هویتی جدید برای خود میسازد و با نامی مستعار برای نقش رومئو درخواست میدهد و موفق میشود. این تجربه جدید، به او کمک میکند تا به خودشناسی برسد و جنبههای پنهان شخصیت خود و اطرافیانش را کشف کند.
تنها ده دقیقه در روز میتواند مسیر زندگی شما را دگرگون کند. اختصاص دادن ده دقیقه به انجام کاری نو و متفاوت، قادر است سرنوشت یک عمر را تغییر دهد. این حقیقتی است که بیانکا در گرماگرم بحران معنای زندگی خود به آن پی خواهد برد.
یک کارگردان سینما با رابطهاش با خانوادهاش و آخرین فیلمش درباره تأثیرات حزب کمونیست ایتالیا در حمله اتحاد جماهیر شوروی به مجارستان در سال 1956 مبارزه میکند...
مارگاریتا زن کارگردانی است که در حال فیلمبرداری یک فیلم با حضور یک بازیگر آمریکایی به نام بری هاگینز است که سر صحنه همیشه مشکل آفرین می شود. جدای از مسائل کارگردانی و فیلمبرداری او باید با بیماری مادرش و همچنین دخترش که در سن بلوغ است، دست و پنجه نرم کند ...
تنها آرزوی "پیترو" این است که یک بازیگر معروف شود. "پیترو" بیست و هشت ساله غرق در آرزی بازیگر شدن است و از امتحان هیچ راهی ترسی ندارد. او به روم می رود و در یک نانوایی شروع به کار می کند و در همان حین تلاش می کند تا به یک بازیگر تبدیل شود. در ابتدا او همراه دختر خاله خود "ماریا" زندگی می کند اما...
«کاترینا» بر سر آن است که دست از تعلقات دنیوی بشوید و زندگی در صومعه را انتخاب کند. اما یک روز نوزادی سرراهی را به او می سپارند تا به بیمارستان تحویل دهد. «کاترینا» بی اختیار می خواهد کودک مال او باشد و …