همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Sean Faris
نام اصلی : Sean Faris
پیشه : بازیگر مرد,تهیه کننده
تولد : March 25, 1982 در Houston, Texas, USA
جوایز : برنده 2 جایزه و نامزد دریافت 2 جایزه دیگر.
آنابل 15 ساله برای نجات حیوانات مزرعه خانواده اش از پرورشگاه فرار می کند. او و دو کودک دیگر با یک اسب تک شاخ جادویی روبرو می شوند و باید از آن در برابر همسایه حریصش محافظت کنند...
پس از اتمام انجام وظیفه، یک پرستار ارتش به کشور خودش و مزرعه مادربزرگش در آمیش باز می گردد، جایی که او عشق غیر منتظره ای را پیدا میکند و درگیر ماجرای قتل میشود که...
در شب یک پلیس به تعقیب مجرمیمیپردازد . اما اتفاقاتی میافتد که باعث تغییر عقیده اش میشود . دزد به سمت رستورانی میرود که در آن ساختمان افرادی برای خوردن شام جمع شده اند که به گروگانگیری و درگیری مسلحانه میانجامد …
دختر 6 ساله ای که از مرگ مادرش آسیب دیده است، صحبت نمی کند اما سه عمویش از او مراقبت می کنند. داستان در حالی رخ می دهد که همه آنها اهمیت خانواده را می یابند...
دیو که به دنبال یک خانه ایده آل برای خود می گشته است حال آن خانه را پیدا کرده اما بعد از گذشت ساعتی از خرید خانه به انبارهروئین در خانه پی می برد که حال کسانی که این هروئین ها رو جاسازی کرده اند به دنبال آن هستند…..
داستان درباره "سوزان الیسون" خبرنگاری است که بر روی زندگی یک زن،"کارولین توماس" که همسرش 60 سال قبل و در دوران جنگ جهانی دوم مفقود شده است کار می کند.او به سرعت درگیر "لوکاس" نوه او می شود و...
«جیک تایلر» که یک نوجوان مغرور و سرکش است، در دبیرستان جدیدش وارد یک باشگاه مبارزه زیرزمینی می شود. او به کمک یک مربی کهنه کار، در مبارزه پیشرفت کرده و به رقیبی سرسخت برای قهرمان دوره گذشته مسابقات، «رایان مک کارتی» تبدیل می شود.
وکاس و ناثان اسکات، دو برادر ناتنی، در شهر کوچک و پرهیاهوی تری هیل، کارولینای شمالی، زندگی میکنند. آنها در زمین بسکتبال و در میان دوستانشان با هم رقابت میکنند و گاهی اوقات با هم اختلاف نظر دارند.
دو برادر خون آشام به نام های «استفان» و «دیمن»، که دارای زندگی جاودانه هستند، قرن هاست که میلشان برای نوشیدن خون انسان را مخفی کرده و میان مردم زندگی می کنند. آن ها قبل از اینکه اطرافیان متوجه عدم تغییر سن آن ها شوند، از شهری به شهر دیگر نقل مکان میکنند. اکنون آن دو به شهر ویرجینیا بازگشته اند، همان جایی که به خون آشام تبدیل شدند. استفان پسر شریفی است و خون انسان را به خود ممنوع کرده تا مجبور نباشد کسی را بکشد، اما همواره سعی می کند مراقب اعمال برادر شرورش، دیمن باشد. بعد از آمدن به ویرجینیا، طولی نمی کشد که استفان عاشق یک دختر مدرسه ای بنام «الینا» میشود...