همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Talia Balsam
نام اصلی : Talia Balsam
پیشه : بازیگر زن
تولد : March 5, 1959 در New York City, New York, USA
زن جوانی که در زندگی خود هیچ هدفی ندارد، به دلیل مستی تصادف میکند و مجبور به پرستاری از یک زن مسن لهستانی میشود. این تجربه، فرصتی برای اوست تا به بلوغ برسد.
آنتونی سوپرانوی جوان در یکی از پرآشوبترین دوران تاریخ نیوآرک در حال بزرگ شدن است. درست زمانیکه گانگسترهای رقیب شروع به قیام میکنند و قدرت خانواده جنایتکار دیمئو و تسلط آن روی شهر را به چالش میکشند، آنتونی دارد مرد میشود. دیکی مولیسانتی همان دایی آنتونی است. دیکی نمیتواند مسئولیتهای حرفهای و شخصی خود را مدیریت کند اما
"جِیک" یک فرد درون گرا میباشد ، بسیار حساس و اینکه آرزو دارد یک هنرمند شود ، تا اینکه در مراسم تشییع جنازه پدربزرگش با "تونی" آشنا میشود ، به صورت غیر منتظره ای با هم صمیمی میشوند ولی داستان از انجا شروع میشود که توسط والدین یکدیگر مورد آزمایش قرار میگیرند و ..
یک دختر نظامی به شغل قدیمی ، دوستان ، و خانواده خود باز میگردد بعد از اینکه ماموریت خود را انجام می دهد ولی او کمبود چیزی را در زندگی احساس میکند و سعی بر این دارد تا جایگاه خود را در زندگی دوباره بدست آورد ..
دو خانواده به میمنت بازگشت پسر یکی از خانواده ها، دوباره می خواهند دور جمع شوند. تجدید دیداری که باعث می شود مشکلات و مسائل قدیمی که با هم داشته اند را حل کنند و...
نيويورک، سال 1994، نوجواني تنها ونااميد از زندگي، «لوک شاپيرو» (پک) در آخرين تعطيلات پيش از آغاز تحصيلات دانشگاهي به فروش مواد مخدر مشغول است. يکي از مشتريان «لوک» دکتر هيپي پا به سن گذاشته اي به نام «جف اسکوايرز» (کينگزلي) در عوض پرداخت پول روان درماني او را به عهده گرفته است. خيلي زود «جف» به نام دختري «اسکوايرز»، «استفاني» (ترلبي) دل مي بازد و زندگي اش در مسير تازه اي مي افتد.
دکتر کارل خانه ای دارد که مجهز به راه های مخفی، اتاق های پنهان و دستگاه های شکنجه و قتل است. ساکنین این آپارتمان زنان هستند. دکتر علاقه دارد که بصورت مخفیانه جاسوسی ساکنین را کرده و سپس یکی یکی آنها را بکُشد...
در یک روز عادی اتفاقی عجیب همه را شگفت زده میکند . طی یک عملیات نیروهای ویژۀ آمریکا در عراق، مردی پیدا میشود که 8 سال پیش مرگش اعلام شده بود. مردی که محاسنش بلند شده و از تمدن برای چندین سال دور بوده . آن مرد کسی نیس جز " اسکات برودی" .او در این 8 سال اسیر نیروهای القاعده بوده و بر اثرِ تصادف به توسط نیروهای ویژه پیدا میشود. موجِ شادی در میان مردم آمریکا میخروشد...سربازِ وطن به آغوش میهن بازگشته ، حتی رئیس جمهور هم این بازگشت را به وی خوش آمد میگوید. اما آیا همه چیز به همین سادگیست؟...
در حادثه ای همزمان در تمام دنیا، مردمان زمین برای 137 ثانیه بیهوش می شوند. این حادثه علاوه بر خسارت مادی، چیز دیگری را هم به همراه دارد، همه لحظاتی از 6 ماه آینده خود را می بینند...