همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
David Sharpe
نام اصلی : David Sharpe
پیشه : بازیگر مرد,نویسنده,بدلکار
تولد : February 2, 1910 در St. Louis, Missouri, USA
مرگ : March 30, 1980 (age 70) در Altadena, California, USA
ساکنان شهر کوچکی در کالیفرنیا پس از فرود آمدن شهاب سنگی نورانی در تپه های شهر هیجان زده می شوند. اما وقتی متوجه می شوند مسافران برخورد دوستانه ای با آنها ندارند، شادیهایشان از بین می رود. فیلم بر اساس داستان کلاسیک "اچ جی ولز" ساخته شده است...
در سال ۱۹۲۷، دان لاکوود و لینا لامونت یک زوج مشهور هنری هستند. اما لینا عشق روی صحنه را با عشق واقعی اشتباه می گرد. دان همراه شریک قدیمی خود کاسمو، تلاش زیادی کرده تا به جایی که امروز در آن قرار دارد برسد. دان آهنگ های زیبایی را در جدیدترین فیلم خود و لینا می خواند. اما با وجود تلاش های بسیار لینا، باز هم صدای کس دیگری را روی او می گذارند. کتی سلدن به عنوان یک بازیگر بلندپرواز وارد صحنه می شود و دان حین کار با او در فیلم، عاشق او می شود. آیا کتی مراتب موفقیت را طی می کند یا این که دچار سقوطی که شایسته ی آن است می شود؟
"نانسی ایوانز"، صاحب دوست داشتنی سیرک میباشد که بازدبد کننده ای ندارد، ولی به دلایل احساسی که به "مایک ابوت" دارد، آنجا را نمی فروشد. اما شرکای او، مخفیانه او را خرابکار جلوه می دهند …
یک سارق عاشق دختر خلیفه بغداد می شود.خلیفه دخترش را به کسی می دهد که کمیابترین گنجینه را برایش بیاورد.او وارد سفری جادویی می شود که برای ناشناخته است.از طرفی با خواستگار دیگری،شاهزادی مغول باید مبازه کند...
زورو همیشه نقابی سیاه به صورت داشت و شنل می پوشید ، به داد مردم فقیر می رسید و حق انان را از حاکم سنگدل و گروهبان گارسیا ی بزدل می گرفت ! و وقتی دخل یکی آدم بد ها را می آورد ، با سه ضربه شمشیر حرف Z را روی او حک می کرد! زورو (Zorro) شخصیتی داستانی است که جانستون مک کالی در سال ۱۹۱۹ خلق کرد، زورو که در زبان اسپانیایی معنای روباه دارد …
جورج گریگ که فرمانده یک سفینه فضایی است به دست نیرو که از سیاره ای دیگر آمده نابود می شود همانروز از وی بچه ای به دنیا می آید که نامش را جیمز می گذارند جیمز وقتی بزرگ می شود به خدمت سفینه فضایی در می آید تا جای پدر را بگیرد از آن طرف نیرو با ماده ای که اختراع کرده سیاره ای را نابود می کند و اکنون قصد دارد با همان ماده به جنگ زمین بیاید اما سفینه اینتر پرایز که جیمز نیز در آن است قصد دارد جلوی این کار را بگیرد...