همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Robert Smigel
نام اصلی : Robert Smigel
پیشه : بازیگر مرد,نویسنده,تهیه کننده
تولد : February 7, 1960 در New York City, New York, USA
جوایز : برنده 3 جایزه ساعات پربیننده. همچنین 7 جایزه و نامزد دریافت 22 جایزه دیگر.
داستان درباره یک خاخن است که ایمانش سست شده است. ورود معلم سابق موسیقی او به زندگیاش بهعنوان معلم مراسم ، باعث ایجاد تغییرات بزرگی در زندگی او میشود.
شان هیز به عنوان استاد خدمت می کند زیرا نوبت الک بالدوین در صندلی داغ است. رابرت دنیرو، جف راس، و کیتلین جنر در میان دیگران به این بازیگر/کمدین ضربه می زنند...
در قسمت دوم این انیمیشن میویس با جاناتان ازدواج کرده و صاحب پسری نیمه انسان نیمه خون آشام می شوند به نام دنیس. از طرفی میویس به همراه همسرش به خانه ی جانی مسافرت می کنند و دنیس را پیش دراکولا می گذارند. در این میان پدر دراکولا٬ ولاد با گویندگی مل بروکس سر میرسد تا تربیت دنیس را به عهده بگیرد. اما او با دراکولا مشکل اساسی دارد.
ستاره هایی از جمله "لوئیس سی کی"، "آدام سندلر"، "سارا سیلورمن"، "استیو کارل"، "پاول راد"، "سوزان سازاندون" و ... با نمایش های کوتاه به نفع بیماران اوتیسمی اجرا میکنند.
داستان چارلز، صاحب یک فروشگاه عکاسی، که با دیگران چندان صمیمی نیست و عصرهای خود را به تنهایی می گذراند. اما بالاخره روزی تصمیم می گیرد که به زندگی اجتماعی وارد شود...
هیولاها سالهاست که از ترس انسان ها (!) خواب و خوراک ندارند. کنت دراکولا هتلی مخصوص هیولاها می سازد که بدون نگرانی می توانند در آنجا اقامت داشته باشند اما با ورود یک انسان همه چیز بهم می ریزد...
داستان در مورد یک مامور درجه ی یک و همه فن حریف و مافوق بشر و ... ارتش اسرائیل هست که از کشت و کشتار خسته شده و می خواد به آروزهاش برسه تا این که به جنگ ادامه بده! میزنه و این آقا میتونه خودشو گور به گور کنه بره آمریکا و تو یه آرایشگاه مشغول بشه اما ...
پس از اینکه دو پسر از سه پسر شیطان از جهنم فرار میکنند تا زمین را ویران کنند، شیطان باید پسر سوم خود، نیکی با اخلاق را بفرستد تا قبل از اینکه خیلی دیر شود، آنها را بازگرداند.
«هپي گيلمور» (سندلر)، جوان ساده و خوش قلبي است که هميشه آرزو داشته بازيکن حرفه اي هاکي بشود. او با خبر مي شود که مادر بزرگش قادر به پرداخت بدهي مالياتي دوست و هفتاد و پنج هزار دلاري خود نيست و به زودي خانه اش را از دست خواهد داد. کمي بعد «هپي» به طور اتفاقي متوجه مي شود که استعدادي در ورزش گلف دارد...