همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
×
Fumi Nikaidou
نام اصلی : Fumi Nikaidou
پیشه : موسیقی متن,بازیگر زن
جوایز : برنده 3 جایزه و نامزد دریافت 4 جایزه دیگر.
یک هیولای بزرگ به ژاپن حمله می کند، اما به طور ناگهانی می میرد. در حالی که مردم شادی می کنند و در تسکین غرق می شوند، جسد غول پیکر به جای مانده به آرامی شروع به پوسیدگی و نفخ می کند. اگر جسد منفجر شود، ملت نابود می شوند...
جارت تارو با شکست روبرو می شود و از همسرش جدا شده, خانه را ترک میکند. 5 سال بعد، دختر بزرگش ناتسومی، دختر دومش یوکا و همسر سابقش، جونکو، هنوز در همان خانه زندگی می کنند...
"شینوهارا اریکا" دانش آموز سال اولی، داخل دبیرستان در حالی که داره با دوستانش حرف میزنه ، درباره دوسـت پسرش یه داستان میسازه . در واقعیت، اصن دوسـت پسری نداره دوستای اریکا به داستانش شک میکنن و این اریکاس که به اونا دروغ گفته. بعد اریکا یک پسر جداب داخل خیابان میبینه و ازش عکس میگیره. بعد این عکس ها را به عنوان عکس های دوسـت پسرش به دوستاش نشون میده..
هانا، دختری ده ساله، پس از یک سونامی همه چیز خود را از دست میدهد و توسط خویشاوند دوریاش، جونگو، به فرزندی پذیرفته میشود. آنها هر دو از فقدان عمیقی رنج میبرند و در تلاشند تا در هوکایدوی سردسیر، این خلأ را پر کنند. جونگو به عنوان آشپز در گارد ساحلی کار میکند و اغلب هانا را تنها میگذارد.
یک زن جوان غولپیکر به سختی میتواند در مغازهاش جا شود، با غلافهای سبز رنگ عجیب و غریب در هر اتاق و پورههای چوبی به زنان دلشکسته میوههای آناتومیک میدهد...
اوگوری شون در نقش دزایی اسامو بازی می کند که یکی از محبوب ترین رمان نویسان در ژاپن است. او مانند بیشتر هنرمندان ، آسیب پذیری ها و نوردهی های خود را دارد و…
ساکنان استان سایتاما پس از سالها مبارزه، موفق میشوند از شر قوانین دست و پا گیر خلاص شوند و به آزادی برسند. اما مبارزات آنها به همین جا ختم نمیشود و آنها برای رسیدن به اهداف بزرگتری تلاش میکنند.
یک فرد دارای توانایی تلهپاتی که میتواند با نگاه کردن به چشمهای کسی افکار او را بخواند، با یک دانشجوی سادهی کرهای آشنا میشود و وارد یک رابطه عاشقانهی جدید میشود. اما این رابطه عاشقانه، یک چالش بزرگ دارد: افکار این دانشجو به زبان کرهای است و او قادر به درک کامل آنها نیست.