همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
در منطقه دلانگیز بورگوندی، زنی بازنشسته به نام میشل با شوق فراوان منتظر دیدار نوه عزیزش، لوکاس بود. اما به دلیل یک اشتباه ساده، تمام برنامههای او نقش بر آب شد. در همین حال، خبر آزادی پسر دوست صمیمیاش ماریکلود، روحیه جدیدی در او دمید و به زندگیاش هدف تازهای بخشید.
پیر، پدری بیوه، درگیر مشکلاتی است زیرا یکی از پسرانش جذب ایدئولوژی میشود که او درکش نمیکند. تغییر پسرش توانایی پیر را برای حفظ پیوندشان، در پسزمینه فرانسه پس از مه ۱۹۶۸، به چالش میکشد.
روبنشتاین با جسارت تمام، موریس راول را برای آهنگسازی موسیقی بالهی بعدی خود انتخاب میکند. راول در پاسخ به این اعتماد، اثری بینظیر خلق میکند که به نام "بولرو" شناخته میشود و به بزرگترین موفقیّت او تبدیل میشود.
فیلیکس به دانشگاه می رود و خانه خانوادگی را ترک می کند. شاید وقت آن رسیده باشد که کارول و بنوا به فکر رابطه خود باشند. اما چگونه پس از 20 سال زندگی مشترک، خود را دوباره کشف کنند؟ مگر اینکه دیگر خیلی دیر شده باشد.
"هنری" و "میشل" از دوران دبیرستان هم را می شناسند.آنها به طور اتفاقی یکدیگر را برای بار دیگر ملاقات می کنند و "هری" خود را وارد زندگی "میشل" می کند اما اوضاع به طرز بدی تغییر می کند و...