همانطور که قول داده بودیم، تمامی روزهای از دست رفته بابت اختلالات سراسری اینترنت به اعتبار تمامی
کاربران افزوده شد. با وجود اینکه این قطعی کاملاً خارج از اراده و کنترل ما بود، اما اجازه ندادیم حتی یک
روز از حق شما ضایع شود؛ تمامی خسارات را ما متقبل میشویم چرا که همراهی و رضایت شما باارزشترین دارایی
نایت مووی است. ❤️
داستان زندگی شخصی و حرفه ای "زیبیگنو رلیگا"، جراح قلبی که در شرایط سخت دهه 1920 لهستان موفق شد با کمک تیم پزشکان خود اولین پیوند قلب کشور را انجام دهد...
داستان فیلم «زغال سیاه ، یخ نازک» در مورد یک پلیس است که روی یک پرونده قتل زنجیره ای کار میکرد اما نتوانست قاتل را پیدا کند و حالا بعد از چند سال آن قتلها دوباره اتفاق می افتد. حال او و همکارش میخواهند قاتل را پیدا کنند...
شاید این بزرگترین و پرجمعیت ترین شهر روی زمین باشد، اما 14 میلیون انسان ساکن توکیو خانه خود را با مجموعه ای شگفت انگیز از حیات وحش به اشتراک می گذارند...
داستان یک دلقک اسباببازی که همراه با اسباببازیهای دور انداخته شده، دور انداخته میشود. حال او به ماجراجویی می پردازد تا یک خانه دوست داشتنی جدید برای خود و دوستانش پیدا کند...
گروهی از مادران متوجه می شوند که آزمایشگاه صحرایی سانتا سوزانا محل یکی از بزرگترین حوادث هسته ای در تاریخ ایالات متحده بوده است. و ممکن است فرزندان و جامعه خود را در معرض زباله های خطرناک سرطان زا قرار داده باشد ...
جوزیا ویلسون به عنوان یک نوزاد در هائیتی به فرزندی پذیرفته شد و در خانواده ای بومی در کلگری، کانادا بزرگ شد. سالها بعد، زمانی که یوشیا در یک تورنمنت بسکتبال بومی به صورت نژادپرستانه معرفی میشود و حق انجام ورزشی را که عمیقاً دوست دارد را رد میکند...
فیلمی با اقتباس از داستان یک پسر دبیرستانی. داستان فیلم در خصوص دانش آموزی است که از اختلالات مختلفی رنج میبرد و اضطراب احتماعی دارد. این فیلم سفر این دانش آموز را در کشف و پذیرش خود، پس از اتفاقاتی که برای او رخ میدهد، به پردهی تصویر میکشد. یکی از همکلاسیهای هنسن ....
یک جوان ساربان افغانی در حال فرار به مکانی دور افتاده، با یک مرد خانه بدوش مرموز آفریقایی رو به رو می شود. که با تاج طلای دزدیده شده در حال فرار می باشد،
خدیجه 58 ساله پس از یک روز طولانی در محل کار، شب دیروقت در مترو به خواب می رود. هنگامی که در ایستگاه پایانی از خواب بیدار می شود، چاره ای جز ادامه راه خود به سمت خانه ندارد. این سفر شبانه او را وادار می کند که از ساکنان دیگر شب کمک بخواهد و ...
دنیل برای تعطیلات به همراه پسر خردسالش پل به زادگاهش بازمی گردد به این امید که او را با برخی از سنت های تعطیلات محبوب، به ویژه قطار سریع السیر قطب شمال شهر آشنا کند...
میراندا و پل، دو رقیب تجاری که با بازیگوشی یکدیگر را تحقیر می کنند، با هم روی یک اپلیکیشن هدیه دادن تعطیلات کار می کنند و احساسات غیرمنتظره ای برای یکدیگر ایجاد می شود...